امروز طرف ما داره برف میاد از بالکن داشتم برف و نگاه میکردم طبق دوم هستیم آپارتمان روبرو همکف داشت مهموناشو بدرقه میکرد بعد که سوار ماشین شدن یکم که رفتن مرده سه تا سنگ پشت شون انداخت 😳 من همونجا مونده بودم بعد مرده هم وقتی داشت میرفت خونش منو دید این کارش یعنی چه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حالا یه بار من از پنجره داشتم کوچه رو نگاه میکردم کوچه خلوت بود پیرمرده همسایه آشغالا جلو در خودشونو خیلی مارموزانه برداشت برد گذاشت دم در خونه روبرویی😐