بجه ها یه سوال میپرسم گارد الکی نگیرید من فقط راه حل میخوام اول از اخلاق خواهر شوهرم بگم خیلی زرنگه قبلا که من بچه نداشتم همیشه موقع غذا قبل و بعدش که موقع چیدن یا حمع کردن یا شستن ظرفها میشد همیشه به بهانه تعویض لباس بچه یا شیر داذن وبررگتر که شد به این هوا که بچه تو اتاق فقط غذا مبخوره میرفت هیچ کاری هم نمبکرد همه میموند برای من ، منم دلم نمیومد ماذرشوهرم تنها جمع کنه و ببره کمک میکردم حالا که بچه دار شدم خودش بچه اش بزرگ شده زود غذاشو میخوره و میره حالا تازگی یاد کرفته غذا بچه منو که مبدونه یواش میخوره بعد ابنکه غذاشو خورد از من میگیره که دوباره کارا بیفته سر من ، خودشم میگه تو هم به بچه من بده اون که بزرک شد زود میخوره تموم میشه منم روم نمیشه بگم نه خودم میدم اگرم بگم میدونم بچم ممکنه بد قلقی کنه که نه عمه ام بده منم از زرنگ بازی خواهر شوهرم لجم میگیره نمیدونم چه بگم و چیکار کنم که این حرکت و انجام نده جالبیش اینجاس ثخودش یه قاشق از من بیشتر بشوره سریع اخماش میره تو هم و کاهی علنی میکه و کاهی پشت سرم شوهرمو پر میکته زنت تنبله سر همینا دوست تدارم بهش میدون بدم که به بهانه بچه من از زیر کار در بزه پس فردا شاید مساغرت هم با هم رفتیم نمیدونم چه رفتاری کنم به بچه ام غذا نده که طرز حرف زدنم هم مناسب باشه تو حمع
واسه من یه کارایی میکنه بگم شاخ درمیارید دارم ب جدایی فک میکنم فقط از دست اونا
مواظب حرف هایی ک میزنید باشید چون کلماتی که از دهان شما خارج میشود ویترین شعور شماست 😊 برام دعا کنیدب حاجتم برسم محتاجم ب دعا خیلییییییی محتاجم ممنون مهربونا 🙏🧡 من امیدم به خدا و بعد خدا هم ب خداست 💔🥰خدا جونم هم میدونی هم میتونی 🥲🥺 منتظر معجزه ات هستم 😍
میشه برای شادی روح مهتابم (خواهرم که جوون و پر از آرزو از دنیا رفت )صلوات بفرستید 💔 دختر فرفریم سه ساله شدی 👧 میدونی که قشنگترین اتفاق زندگیه منو و باباتی من همه چیتو دوست دارم حتی وقتی میری بغل بابات و دیگه منو یادت میره 🤕 حتی وقتی که باهام لج میکنی میشینی جیغ میزنی و از حرص قرمز میشی 😕 حتی وقتی که من حواسم نیست یهو جیم میشی و بعدش میبینم ت ر زدی به جایی / حتی وقتی گریه میکنی و بغلت میکنم باحرص موهامو میکشی / شاید ی روزی بزرگ شدی و این سایت باشه و بیای امضامو ببینی 😐 مادر یعنی: همه دردات مال من/ یاخچی که وارسان ♡ دکتر انوشه راست میگه که : گیریم عذر خواهی کردی برای حرفی که زدی با ذاتی که آشکار شد چه میکنی /؟!
اصلا باهاشون مسافرت نرو حتی اگر دعواتون بشه با شوهرت,بری پولت خرج شده سفر زهرت شده از چشم شوهرت میفتی دعوای خیلی شدیدم میشه,پس همین اول هر راهی میتونی پیدا کن سفر نرو با این خواهرشوهر خودخواه مارموز
نه همش از زیر کار در میزه اخر هم میشینه پشت من خرف میزنه به شوهرم که زنت تنبله سر همین خرف و رفتاراش دوست ندارم حایی که هست کارها زوی دوش من نیفته واقعا حرصم میگیره
خوشم نمیاد از زنا ساده ببخشید من خودم یادم نمیاد خونع مادرشوهرم کاری انجام داده باشم رو حساب سنگدلی نیستا ن وقتیم کسی خونم میاد توقع کمک ندارم خب ارتباطتتو کم کن موقع جمع کردن سفره برو ی گوشه خودتا مشغول گوشی کن یا باهاش جای نرو و همسفره نشو فقط بشقاب خودت ببر وبیار