من به شوهرم گفتم بیا پولای خرده ریزع رو جمع کنیم رو هم ی پارسیان هر چند سوت که شد بخریم
بهش گفتم ۱ و ۲۰۰ بده
۷۰۰ هم بابام میخواد بهم بده میشه نزدیک ۲ تومن
میشه پارسیان ۸۰۰ سوتی بابام فردا میخواد بره بفروشه من ازش بردارم
ی جوری شد قبول کرد منم از بابام برداشتم سکه رو
....
مثلا انتظار داره بابام مجانی بهمون بدع
خب خیلی بنظرم بیجاست میخواستم برم از مغازه بخرم از بابام خریدم
الانم ی جوری بود هرشب کلی صحبت میکرد امشب گفت خستم فردا حرف میزنیم گرفت خوابید
من گفتم تحویل نگیرم خودش خوب میشه