2777
2789
عنوان

بهم زدن نامزدی

4030 بازدید | 45 پست

سلام کسی بوده تو موقعیت من باشه تاحالا؟من نامزدیم یه هفته قبل عقد به هم خورد

یک سال و چهارماه باهم بودیم و اختلافات از مهریه شروع که مادرش زنگ زدو گفت ما رسم داریم ۱۴ تا سکه مهر میکنیم نه بیشتر نه کمتر(کلا مادرش ناراحتی اعصاب داشت و قرص میخورد)بعد حالا من و نامزدم حلش کردیم و شد ۸۳ به پیشنهاد من و من کلی با خانوادم جنگیدم تا قبول کردن اونم همینطور

البته من تونستم مدیریت کنم اون اول هیچکاری نکرد و رفت شمال با دوستاش

خیلییی تحت سلطه خانوادش بود یعنی همش میگفت مامانم

هرچی ازش میپرسیدیم میگفت از مامانم بپرسید

شغلش هم از باباش بود و یه بار از دهنش پرید گفت من هفته ای ۵۰۰ میگیرم از بابام البته فعلا و بعدا بیشتر میشه و اینا یعنی خودش اصلا کاسب نبود و عرزه نداشت

مادرش خیلی اذیت کار بود سر بله برون میگفت ما ۶۰ تا مهمون میخوایم بیاریم خونتون

بعد مامانم خیلی محترمانه گفت اگه میشه یکم کمترش کنید

کرد ۵۰ تا و بله برون برگذار شد(قبل بله برونم یه بار مامانش با مامانم خیلی بد صحبت کرده بود و گفته بود ما بخوایم سرویس میدیم نخوایم نمیدیم و به کسی مربوط نمیشه و سرعقدیا همه برای داماده و شاباشا و اینجور چیزا تازه میگفت برای عقد هرچی برای دختر بخریم عروسم باید همون کت شلوار برای داماد بگیره و سراینم باهامون بحث کرد که حالا بعدش با اخم و تخم قبول کرد که عروسی برا پسرش خرید کنیم

بعد یه هفته قبل عقد یهو خواهر ۱۸ سالش زنگ زد به من که اره ما خیلی خانواده رفت و امدی هستیم اگر شما اینطوری نیستید من به خانوادم میگم این قضیرودو بهم میخوره همه چی داشت تهدیدم میکرد بعد یهو شروع کرد گفت اره اون از بله برون که مهمونامونو کم کردین و ناراحتی به وجود اوردین منم گفتم خب ما که نمیتونستیم صد نفرو جا بدیم جا نبود واقعا

یهو مامانش از اون دور داد زد که اره دوبرابرش شاباش و طلا گرفتی دمت دراز شده کنسله کنسله(با اینکه پسرش خیلی معمولی بود و اصلا پول نداشت عرزه هم نداشت من فقط از علاقم داشتم میرفتم جلو)بعد فکر کرد من میگم نه تروخدا کنسل نکنید

منم گفتم با شما حرفی ندارم خدانگهدار

بعد زنگ زدم با گریه به نامزدم گفتم با من اینطوری حرف زدن مادرت و خواهرت بعد گفت بذار ببینم چخبره زنگ زد بهشون و بعدش تا ۳ روز پیداش نشد منم مامانم زنگ زد بیاین وسایلو ببرین(چون پسره واقعا پشتم در نیومد)


حالا روز بعد اینکه وسایلو بردن پسر زنگ زد به من که اره پشیمون شدم و وسایلو میخوام پس بفرستم

منم گفتم تو خیلی به حرف مادرتی شاید فردا مادرت بگه این دختررو برو طلاق بده از کجا معلوم


به نظرتون کار درستی کردم؟چون واقعا من به مادرش خیلی همیشه محبت میکردم ایم یهو اینطوری بهم گفت دمت دراز شده و بهم بی احترامی کرد

در ضمن پسرش هم منو از دانشگاهم انداخته بود هم همه چیم

و خسیس هم بود یعنی پول نداشت که بخواد خرج کنه کلا تو یک سال و چهار ماه یک بارم منو جای شیک نبرد

منم همش بخاطر دوست داشتنم به خانوادم دروغ میگفتم که خیلی خوبه و اینا

خوبکاری کردی 

دقیقا منم دوروز مونده ب عقد بهم خورد 


اوایل میرفتی اینستاگرام متوجه میشدی چقدر زشتی. الان میای نی نی سایت، تازه میفهمی، اونايي که اینستاگرام هستن هم زشتن، چه برسه به خودت.😐 وقتی ببینم یکی اینجا با بی‌ادبی و گستاخی تبادل نظر میکنه برام مثه ی سگ میمونه که قلادش رو پاره کرده پس دوری میکنم ازش‌، نمیخام عصاب خوشگلم بهم بریزه بخاطر یه ادم بی ارزش🤷🏾‍♀️هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد، ‏بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد...!

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

همون اولشو خوندم قبل مراسم که مادرش گفت سرویس نمیدیم و به کسی ربطی نداره و پولا برای داماده مادرت باید میزد تو دهنش و از خونتون مینداختتش بیرون

بچه عجیب ترین موجود دنیاست...می اید،مادرت میکند،عاشقت میکند،رنجی ابدی را دروجودت میکارد،تا اخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد  وتمام...! بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست، وقتی مادر میشوی رنجی ابدی سراغت می اید، رنجی نشات گرفته از عشق..،مادر که میشوی میخواهی جهان را برای فرزندت ارام کنی،میخواهی بهترین هارا از ان او کنی،وقتی می خزد،چهاردست وپامیرود،راه میرود ومیدود،توفقط تماشایش میکنی وقلبت برایش تند میتپد..❤از دردش نفست میگیرد روحت از بیماری اش زخم میشود،مادر که میشوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود،مادر که میشوی کس دیگری میشوی کسی که وجودش پر از عشق وجنون ودیوانگی ست

😊😊اگه یهو خواست برگرده مهریه ات رو زیاد کن بگو ۳۰۰

 کاربران محترم:زمانی که تاپیک میزنم یعنی انتظار هر نوع اظهار نظری را دارم ،پس مشکلی با انتقادشما ندارم در صورتی که ادب کلامتون در تاپیکم رعایت بشه . ،،،،اما زمانی  که در تاپیک کاربران دیگه اظهار نظر دارم هرچند که تبادل نظر هست ، پاسخی که میذارم برای استارتر اون تاپیک هست اگر از کامنتم خوشتون اومد و ریپلای کردین خوشحال میشم اما اگر مطابق میلتون نبود لطف کنید بگذرید  چون چیزی که من کامنت گذاشتم دیدگاه من بوده و نسبت به منطق خودم پاسخ دادم پس تنها استارتر اون تاپیک حق انتقاد از کامنتم را دارند  در صورتی که صحبتم تضاد داشته باشد با عنوانشون اگر پاسخی از جانب من دریافت نکردین  دلیل بر این نیست که حق با شماست

همون اولشو خوندم قبل مراسم که مادرش گفت سرویس نمیدیم و به کسی ربطی نداره و پولا برای داماده مادرت با ...

من همش جلوی مادرمو میگرفتم

ولی این اخرش خیلی خوب شد که مامانم گفت بیاین وسایلو ببرین و دیگه محلشون نداد

آفرین کاش همه دخترا مثله تو عاقل بودن دخترم

اگه تونستم کمکت کنم یا خندرو رو لبات اوردم از ته دلت برای زندگیم خوشبختیو بخواه💔⚘ ممنون میشم.....بالاخره منم یه روزی میام تایپیک میزنم عکسه خونمو میزارم 🤗 میگم این همون خونه ایی که یه عمر ارزوشو داشتم یه سقفی واسه خودمون باشه.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز