2777
2789
عنوان

مراسم عروسی

317 بازدید | 11 پست

سلام 

من با کسی قراره ازدواج کنم ک ۱۰.۱۲ساله اومده شهر ما و خانواده اش و تمام طایفه اش یه شهر خیلی دور از ما هستن و تصمیم گرفتن مراسم رو تو شهر خودشون بگیرن 

ولی چون خیلی دوره فامیلای ما چ دور چ نزدیک نمیتونن بیان اونجا 

بنظرتون چکار کنم ؟چون اصلا دوس ندارم راه دور عروسی کمم

نمیشه دوتا عروسی بگیرین🙄

چنذساعت فاصلس

مادر بزرگم همیشه میگفت ننه ، خوشبختیتو هیچوقت جار نزن!نزار کسی بگه خوشبحالش همین خوشبحالش گند میزنه به زندگیت                                                                                                                                                           

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اولا که فامیلات اگر دوستت داشته باشن میان دوما به همسرت بگو یه خونه اونجا تهیه کنن که فامیلات که دل خرج کردن ندارن یا واقعا ندارن که خرج کنن جاشون مفت در بیاد ثانیا من بعد فوت پدرم فهمیدم که فامیلهایی که انقدر براشون خودمون کشتیم به هیچ دردی نمیخورن سال تا سال حالت نمیپرسن بچسب فقط از شوهرت تمام 

یه عروسی با فامیل خودت بگیر یه عروسی با فامیل اونا


راضی نمیشن و میگن خیلی گرون میشه 

شهر ما هم یجورایی مدرنتره نسبت ب اونجا و خیلی مردمش با کلاس تر هستن نسبت ب اونجا 

درنهایت بگم منم نمیام تو مراسم ک فامیلام نیستن؟

اولا که فامیلات اگر دوستت داشته باشن میان دوما به همسرت بگو یه خونه اونجا تهیه کنن که فامیلات که دل ...

میدونم عزیزم تا اینجا ک نامزد کردم کلی حسودی کردن بهم و شناختمشون ولی واقعا یه سری آدما هستن ک واقعا دوستت دارن مثلا خاله یا پدر بزرگ با مادربزرگ یا عمو 

میدونم عزیزم تا اینجا ک نامزد کردم کلی حسودی کردن بهم و شناختمشون ولی واقعا یه سری آدما هستن ک واقعا ...

خب شما یه مهمونی کوچک مثل نامزدی اینجا بگیر برای پدربزرگ اینا و لباس سفید بپوش 

بخدا اگر شوهرت پسر موجهی هست و خوبه فامیل برات مهم نباشه بعد عروسیت حتی ممکن پدر و مادرتم فرق کنن 

میدونم عزیزم تا اینجا ک نامزد کردم کلی حسودی کردن بهم و شناختمشون ولی واقعا یه سری آدما هستن ک واقعا ...

عمو وای یعنی من جونم عموی بزرگم بود هر کار برای پدرم میکردم برای اونم میکردم تولدشون عکس جفتشون رو کیک میزدم بعد فوت پدرم مالمونم بالا کشید عمو کیه خاله کیه اول خودت دوست داشته باش همین عمو خاله اگر شب گرسنه بخوابی نمیان هر روز حالت بپرسن اینا تجربه من چهل ساله ست 

عمو وای یعنی من جونم عموی بزرگم بود هر کار برای پدرم میکردم برای اونم میکردم تولدشون عکس جفتشون رو ک ...

متاسفم واسه اینجور آدما واقعا😓

حرفتون رو قبول دارم و می‌پذیرم شما بزرگتریدو تجربیاتتون خیلی بیشتر از منه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108