2777
2789

گاهی میگم نکنه هیچ وقت نبینمش گاهی میگم یعنی اونم یادمه یک سال وی ماهه ندیدمش و هشت ماهه باهم تموم کردیم ولی من از مهرفهمیدم واقعا رفت اولش فکر کردم اذیت میکنه همش حس میکنم خیلی بدشانسی اوردم ک بدترین ورژن خپدم بودم اونموقع ک باهم بودیم همه حرفاش تو گوشمه وهی بهم یاداوری میکنه ک اون دوسم داشت من ازدست دادمش همه حرفاشو ک انالیز میکنم ب این میرسم تقصیرمن بود به این میرسم چقدررفتاراشو درک میکنم چقدر منم شبیهش بودم چقدرمیتونست رپزای بهتری بسازم ولی ن شدنیه ون میشه حتی با وجود اینکه اون برگرده وعاشقانه دوباره بخادم ی سری شرایط هست ک نمیشه بی خیالش شدمن تو زندگیم خیلی هدفادارم وهمینطور مشکلات زیاد ولی خیلی سرگرمم اینطورنیست بیکارباشم ولی همون ی لحظه ک تو خلوت خودمم یادش میفتم من چهارسال مدام تو فکرش بودم هرثانیش اونم همینطور البته ب شدت من نه ولی تو ذهنش دوست داشت با من باشه همه چی تقصیر من بود اون سالی ک خواستگار من بود من نخواستمش چون ب ی پسر الدنگ فکر میکردم ی عشق بچگونه خیلی بچه بودم وهستم از همسالان خیلی عقبترم این ی واقعیته ولی من براش جذاب بودم حداقل ازنظر ظاهری فقط رفتارام خوب نبود فقط بدشانسی بود یا بهتره بگم ی زمانبندی بد بوداینکه نشد حتی باهاش رودررو حرف بزنم ی بار اینکه نمیتونم دیگه حرفامو بگم خیلی درده

کاربر بی اعصابم ؟؟ ور آر یو؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

باهاش حرف بزن

بلاکم کرده بود اخرین بار البته ی بار حرف زدم نصفه نیمه ازبس حالم بد بود فشارم افتاده بود نتونستم باز حرفامو بگم ولی وقتی حرف زدیم باهم حالم خوب شد حالم ازاینرو ب اونرو شد ی بارم اومد باهم حرف بزنیم من نتونستم بینمش اونم گفت اگه تا ی ساعت اومدی اومدی نیومدی میشه حجت جداییمون منم نمیتوستم برم اونشب گفت هرطور شده باید ببینمت ولی نمیشد برم اگه می خواست خودش میومد

کاربر بی اعصابم ؟؟ ور آر یو؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792