2777
2789
عنوان

رحم دو شاخ

| مشاهده متن کامل بحث + 266996 بازدید | 8460 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همگی مهدیا جون واقعا ما جز اعتماد کردن به این دکتر ها کار دیگه ای از دستمون بر نمی یاد امیدوارم تا اون وقت مامان بشی عزیزم. راستی دکتر پاکروش رو منم تعریفش رو خیلی شنیدم الان هم وقت دهی خودش رو تغییر داده و تا جایی که میدونم از اردیبهشت مریض جدید میپذیره. توکلت به خدا باشه عزیزم


راستی باد جون من نمیدونستم که اسمت ندا هستش. ندا جان یک سوال شما از وقتی که عمل انجام دادی دکتر چند وقت بعد بهت اجازه بارداری داد؟
خدا همین نزدیکیست... خدایا شکرت
سلام به شید عزیزم! شید مهربون دکتر دستور اقدام از بعد پریود اسفند ماه رو داد. یعنی دقیقن دو ماه و چهار روز بعد عمل. ولی همسر راضی نیست و میگه دو سه ماه صبر کنیم....
ندا جون انشاا... که راضی میشه خدا برای هر کدوم از ما سرنوشتی رو نوشته پس باید مطمئن باشیم اون زمان که باید اتفاقی بیفته میفته و هر ماهی که خدا برای نی نی خوشگلت نوشته باشه همون وقت پا به این دنیا میذاره
خدا همین نزدیکیست... خدایا شکرت
سلام بچه ها منم وحیده ام منم موقع نزدیکی خیلی دل درد در شکم و تخمدانام دارم گه حتی تا 2 روزطول میکشه فکر کنم منم رحمم دو شاخه آخه موقع نزدیکی احساس میکنم به یه جیز که برخورد میکنه و دل دردم شروع میشه 14 تیر وقت دکتر دارم کسی دکتر خوب تو تبریز نمیشناسه؟بابت پیجتون که اطلاع مفیدی دادین ممنونم چون از وجود همچین چیزی بیاطلاع بودم بازم ممنون
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه

من 2ساله ازدواج کردم و27 سالمه خیلی استرس گرفتم وقتی مطالب رو خوندم من بارداری نداشتم همسرم هم کمبود اسپرم داره حدود 8 میلیون تاست واریکوسل مل کرده مثل اینکه بازم عود کرده باید هرچه ودتر برم دکتر یعنی امکانش هستمنم رحمم دو شاخ باشه؟
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه

وحیده جان عزیزم خوش اومدی به این تاپیک. خواهش میکنم این تنها کاری بود که میتونستم برای آگاهی دادن به بقیه بکنم. خوشحالم که مفید بودیم... عزیزم برای آگاهی از این مسئله تنها راه گرفتن عکس رنگی از رحم هست و این اولین قدمه. امیدوارم که مشکلی نداشته باشی... برای همسرت هم با یه سری قرص های تقویتی و رعایت چیزای ساده میشه وضع اسپرمهاشو بهتر کرد و چیزی که من در موردش متوجه شدم اینه که استرس خیلی خیلی رو وضعیت اسپرم موثره و به قول دکتر صاحب کشاف میتونه از صد میلیون به صفر برسوندش... پیش یه دکتر خوب برید و بهش اعتماد کنید... انشالله که نتیجه میگیری. بهمون بگو چه میکنی تا برای بقیه راهنما باشی...
واقعا دستتون درد نکنه بله شوهرم آدمی با استرس بالاست در هر موردی الان که دکتر ها وقت نمیدن مونده واسه بعد عید رفتم حتما میگم چی گفته راستش 2بار رفتم دکتر سونوگرافی طبیعی بود و گفتن دل درد به خاطر عفونت بوده قرص و کرم واژفینال داد که مصرف کردم ولی میبینم دیگه از داخل که به چیزی برخورد میکنه دل دردم شروع میشه بازم ممنونم که روحیه دادیم بهم
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه

واقعا دستتون درد نکنه بله شوهرم آدمی با استرس بالاست در هر موردی الان که دکتر ها وقت نمیدن مونده واسه بعد عید رفتم حتما میگم چی گفته راستش 2بار رفتم دکتر سونوگرافی طبیعی بود و گفتن دل درد به خاطر عفونت بوده قرص و کرم واژفینال داد که مصرف کردم ولی میبینم دیگه از داخل که به چیزی برخورد میکنه دل دردم شروع میشه بازم ممنونم که روحیه دادیم بهم
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی

یکی که بهش اعتماد داری

بهت اعتماد داره

از دلتنگی هاش برات میگه

از دلتنگی هات براش میگی

آروم میشه

آروم میشی

حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه

سلام به باد، شید، مهدیا وهمه دوستان عزیز
خیلی خیلی خیلی ممنونم به یادم بودین از اول یک دور کامنت ها رو خوندم و خوشحالم تو این یک هفته که نبودم این تاپیک فعال بوده همچنان :)
حال کلی ام خوبه شکر خدا :)
خووووووب بریم برای شرح حال قبل وبعد عملم :)
دوشنبه 12 اسفند - مرکز ناباروری نوین مشهد - دکتر هما اسکوئیان - هزینه عمل 1779000 میلیون تومان
شرح عمل: لاپاراسکوپی - هیستروسکوپی - حذف سپتوم (22 سانتیمتر) - کورتاژ
*
قبل از عملم دکترم گفته بود به خاطر عمق وضخامتی که سپتومت داره در دو مرحله عمل رو انجام می ده ... مدت بی هوشی 45 دقیقه است و تا جای که بتونه برش می داره...
شب قبل از عمل ساعت 8 شام سبکی خوردم .. اما صبح از استرسی که داشتم بازهم همش حالت تهوع داشتم :(
خلاصه با همسری رفتیم مرکز وساعت 7 اونجا بودیم .... جزء همسرم ویکی از دوستان صمیمی ام کسی خبر نداشت من عمل دارم .. هر کاری کردم نتونستم خودم رو راضی کنم که به مامانم بگم .... کار پرونده ام که انجام شد فرستادنم بالا و همسر همون پایین موند.. اگر همراهی خانوم داشتم بازم راهش نمی دادند بالا ... خلاصه تا رفتم بالا و دفتر چه ام رو دادم پرستار گفت دکترت امده و می خواد تو اول عمل بشی ... :( نیم ساعت کمتر طول کشید که تو اتاق عمل بودم ... دکترم گفت تو رو اول گذاشتم چون به نسبت بقیه عملت سنگین تر هست زودتر انجام بدم خیالم راحت باشه ... منم که دفعه اول بود می رفتم اتاق عمل دست وپام یخ کرده بود وهمش در حال خواهش والتماس که تو همین عمل همه ی سپوم رو بردار که بی هوش شدم ....
حدودا ساعت های یازده بود که به هوش امدم یادم میاد یک بار گلاب بروتون بالا اوردم حالا چی نمی دونم چون معدم کلا خالی بود ... دردی که به شدت اذیتم می کرد گلوم بود!!! خیلی برام عجیب بود اصلا نمی تونستم اب دهنم رو قورت بدم به شدت می سوخت ودرد می کرد ..اول فکر کردم شاید به خاطر اسید معده ام هست که بالا اوردم ..و بعد هم درد کتف و شانه و قفسه سینه ... نفس می کشیدم تمام بدم تیر می کشید .. پرستار امد و گفتم اب بده اما گفت نه تا یک ساعت هیچی نمی تونی بخوری ... کم کم دورو برم رو دیدم که سه تا خانم دیگه هم تو اتاق بودن وناله می کردن ... پایین تنه ام دردی نداشتم پتو رو که بالا کردم دیدم زیر نافم چسب خورده و بعد هم دیدم یک پد پر از خون زیرمه که خیلی ترسیدم به پرستار گفتم وامد برام عوض کرد و اونجا بود که فهمیدم تو رحمم برام سوند گذاشتند... یادم MM6 از دوستان همین نی نی سایت افتادم گفته بود برای جلو گیری از چسبندگی براش سوند گذاشتند .. خداییش خیلی چندش آور بود اما باید تا روز چهارشنبه تحملش می کردم ...
خلاصه کنم که ساعت دو برامون سوپ اوردن و بعد هم همسرامون رو فرستادند بزامون کوپوت گرفتند وفقط اجازه داشتیم آبش رو بخوریم ... گلومی من به شدت درد می کرد ووقتی توی آینه نگاه کردم دیدم زخمهای بسیار بزرگ چندین برابر آفتهای معمولی که رو ی لب می زنه تمام لوزه ها وگلوم رو گرفته ... پرستار گفت به داروی بی هوشی حساسیت داری ...
برای رفع درد قفسه ی سینه ام گفت باید راه بری و این درد به خاطر CO2گاز است ... با پیاده روی رفع می شه ...
ساعت 7 عصر مرخص شدم وچشمم به جمال همسر جان روشن شد ....
تا 48 ساعت کامل درد قفسه سینه با من بود تو خونه آروم راه می رفتم و زخمهای گلوم هم بهتر شد ... چهارشنبه رفتم وسوندم رو برداشت وگفت دو سانتیمتر از سپتوم مونده ودوماه دیگه باید عمل کنم گفتم می شه با همین فضا حامله شد که گفت اجازه نمی ده چون احتمال سقط بالاست .. یاد شید و باد عزیز افتادم ... شید یادته می گفتی رحمت مثل قلبی می مونی که با انگشت های دستمون به هم نشون می دیدم؟ تازه رحم من بعد از عمل این شکلی شده .... قرص استروژن برای 33 روز نوشت که از روز 23 باید پروژستورن هم مصرف کنم قرص داکسی سایکلت ... و گفت که بعد سه روز عمل حمام برم ... و دوشنبه هم برای کشیدن بخیه های زیر نافم برم
پنج شنبه حمام رفتم و از همون روز تا الان لکه بینی ام زیاد شده ... راستش می ترسم چون لکه بینی نیست ترشحاتم بسیار رقیق است می ترسم خونریزی باشه ...یکی از دوستانم می گه به خاطر کورتاژه اما الان حدودا سه روزه از من همینجور داره خون می ره و نوار بهداشتی استفاده می کنم .. دوشنبه حتما این رو بهش می گم ..
الان اصلا دوست ندارم به عمل بعدی ام فکر کنم ... خوشحالم که قسمت سخت کار رو این ور سال انجام دادم .. به امید خدا این مرحله از زندگی ام هم به سلامت خواهد گذشت ... دوستان اگر سوالی دارن در خدمتم
بازم ممنون از دعاهاتون :-*
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

خواب دیدم

partalaaa | 1 دقیقه پیش
2834
2835
2108