بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یکی تو اداره پلیس داره برای اینا جاسوسی میکنه و به صمد اطلاع داد که قبل اومدن پلیسها نعیمواز اون خونه دور کنه وگرنه اون باغه که دزده توش بود و فیلمها و خیلی چیزای دیگه لومیرفت، صمد هم ادرس باغ نعیمو نداشت همون پلیسه بهش خبر داده
با همه لحن خوش آواييم 💞در به در كوچه ي تنهاييم 🌹اي دو سه تا كوچه ز ما دورتر💖 نغمه ي تو از همه پرشورتر. 💙 ای نگهت، خاستگه آفتاب🥺 بر من ظلمت زده یک شب بتاب 😔 پرده برانداز، ز چشم ترم 💔 تا بتوانم به رخت بنگرم 🥀اي نفست يار و مددكار ما ♥كي و كجا وعده ي ديدار ما
ن بابا تو فیلمای ایرانی پلیسو جاسوس نشون نمیدن هیچوقت
احتمالا تو این سریال باشه
با همه لحن خوش آواييم 💞در به در كوچه ي تنهاييم 🌹اي دو سه تا كوچه ز ما دورتر💖 نغمه ي تو از همه پرشورتر. 💙 ای نگهت، خاستگه آفتاب🥺 بر من ظلمت زده یک شب بتاب 😔 پرده برانداز، ز چشم ترم 💔 تا بتوانم به رخت بنگرم 🥀اي نفست يار و مددكار ما ♥كي و كجا وعده ي ديدار ما
واااااییی خدا.... بعد از دیدن این قسمت رفتم رو سکانسایی که دوست صدرا؛ شاهین اون پس کافه چیه بود فقط رو دستاش زوم میشدم ببینم دستبندش با اونی که ساحلو دزدیده یکیه یا نه؟ آخرشم به این نتیجه رسیدم که نبود آخه موهای شاهین حالت مجعد بود سایه ای که از آقا دزده دیدیم موهاش مجعد نبود پس این کیس رد میشه و دزده شاهین نیست ناپدریه ساحلم نبود آخه دستای بهزاد تپلیه خخخ