مرسی عزیزم
اوایل کمکم میکرد اما تو بحث و دعوا مسخرم میکرد و ادا در میآورد
الانم تا یه کوچولو بحثمون میشه بهم میگ توهمی و هزاران توهین دیگ میشنوم چون از دردام بهش گفتم و درجریانه دست میزاره رو نقطه ضعفم
میخوام سعی کنم به حرفاش اهمیت ندم اما خب نمیشه بازم هر جور شده فکر میکنم ناراحت میشم اخه چرا باید ب جایی برسم ک شوهرم کسی ک همیشه و همه جا ادعای عاشقی میکنه اینجوری دستم بندازه !خودم کردم انقدر با رفتارام خودمو از چشم انداختم
قوی بودم خیلی قوی این وسواس منو از پا انداخت انقدر ضعیف شدم ک شوهرم دست روم بلند کرد
حالا دیگ یه دختر ضعیفم انقدر ضعیف ک دهنمو باز کنمیکی یه چیز میگه !
مامانمینا اصلا نمیتونن با این موضوع کنار بیان علنن فک میکنن روانی ام ک باید بستری شم مطمعن باش اگ بفهمن خیلی بیشتر اذیتم میکنن اونم ب قول خودشون از دوس داشتن