2821
2789
عنوان

دوست ….م

183 بازدید | 6 پست

بچه ها من دیروز رفیقم (پسر) با هم قرار داشتیم یک ساعت همو دیدیم بعد بهم گفت دوستام اگه این شهر بمونن نخوان برن خونه منم میمونم میام پیشت اونوقت 

وقتی که زنگش زدم گفت پارکیم داریم میریم خونه …

من و خواهرم داشتیم با ماشین تو شهر دور میزدیم رفتیم بستنی بخوریم که اونجا خودشو دوستشو دیدم 

واقعا شاخ دراوردم یه لحظه نفهمیدم چیکار کنم 

منم الان باهاش قهر کردم  اما دلمم براش تنگه دوست دارم دوباره ببینمش چون ما شش ماه یه بار همو میبینیم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

لابد نشده رفیقشو بپیچونه

گفت اینم تو دهنم زهر کن 

منم گفتم دیگه مزاحمت نمیشم تا چیزی تو دهنت زهر نشه 

و خدافظی کردم 

اونم چهار ساعت بعدش پیام داد که من باهات قهر نیستم 

و بیرون بهت خوش گذشت

منم جواب ندادم دلمم خیلی براش تنگ شده 

میخوام ازش جدابشم خستم شده از رفتارش

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز