خیلی ها هستن اما یکی که به همه چیز رسیده تا خونه مادر شوهر بود کلی گشنگی و سختی کشید بعدن رفت تهران سرایدار شد چند سال کلفتی کرد تا تونست خونه بخره بعدم شوهرش اول توی یه کارخونه و بعدم بیمارستان کارگری کرد الان خونه بزرگتر تو تهران خریدن و یکی شهرستان دارن با دوتا ماشین
انقدری که ترقوه ؛ رگ ؛ ته ریش ؛ سینه ؛ باسن ؛ چال لپ ؛ گودی کمر ؛ و بقیه پستی بلندی های بدنمون طرفدار داره، عقاید و اخلاق و خط فکریمون طرفدار نداره! توعصر حاضر حتما باید یه چیزیت زده باشه بیرون یارفته باشه تو تاشایسته بشی