سلام خانما
من یه خواهرشوهر دارم سنش از خودم خیلی بیشتره ازدواج نکرده
ولی عاشق اینه ازدواج کنه با خیلیام دوست میشه ولی به ازدواج نمیرسن چند روز پیش رفتیم خونه مادر شوهرم
خواهر شوهرم به زور منو برد تو اتاق گفت برات میخوام یه چیزی تعریف کنم
شروع کرد تعریف کردن که رفته پیش یه نفر که موکل داشته یه تیکه پارچه داده بهش توش موهای خواهرشوهرمو یه قفل و چیزای دیگه بوده یارو گفته بسته بودن بختتو اینا بعدم گفت از یارو پرسیدم زندگی داداشم چی اونم گفته زندگی داداشتم تحت تاثیره
حالا من حامله ام تن و بدنم از اون روز داره میلرزه
تا حالا تو عمرم به این چیزا فکرم نکرده بودم الان چند روزه همش حرفاش تو مخمه
خیلی ادم حسودی هم هست میترسم کاری کنه
نمیخواستم به شوهرم بگم چیزی ولی انقدر حالم بد بود مجبور شدم بگم خیلی اعصابم خورده میتونه زندگیمو خراب کنه به نظرتون؟
از اخلاقاش بخوام بگم هم خودش هم مادر پدرش فووق العاده حسودن حتی من پسرمو صدا هم میکنم ناراحت میشن همش میترسم پای این چیزا به زندگیم باز بشه 😭😭