2789
عنوان

درد و دل ۱

| مشاهده متن کامل بحث + 480 بازدید | 21 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب منم گفتم ن ندارم ولی چند روز باید فکر کنم  مامانم بیرون بود وقتی اومد ماجرا رو براش تعریف کردم   یک هفته طول کشید تو این یک هفته یه لحظه راضی بودم یه دیقه بعد ناراضی از طرفی موقعت عالی بود که از دست پسر مزاحم فرار کنم از طرف دیگه هیچ شناختی از سعید نداشتم پسر مزاحم گفته بود نمیزارم دست هیچ کس بهت برسه و من میخواستم بهش ثابت کنم که با یکی خیلی خیلی سر تراز اون  ازدواج میکنم  همین کل کل ها باعث شد که من جوابم مثبت باشه پدر و مادرم هم گفتن یه چند ماهی فقط تلفنی باهم حرف بزنید تا یکم شناخت داشته باشید 

سعید زنگ زد و باهم دوست شدیم حرف زدنشو دوست داشتم بیشتر اون حرف میزد و من گوش میکردم بلا تکلیف بودم  دو ماه که گذشت تو این ۲ ماه برادرام و بابام و داییم در موردش تحقیق کردن حتی از چند نفر که باهاش مسافرت رفته بود پرسیدن که چه جور پسریه هیچ کس ازش بد نگفت فقط میگفتن سیگار میکشه خب این موضوع رو خودش هم بهم گفته بود 

سعید حرف از خاستگاری میزد ولی من میگفتم فعلا چند ماه بگذره بعد 

چند بار اومدن خاستگاری و قراراها گذاشته شد و پسر مزاحم که فهمیده بود دعوا و داد و بیداد به سعید زنگ زده بود و گفته بود من باهاش دوستم من ازش عکس و فیلم دارم 

سعید هم گفته بود اشکال نداره برام مهم نیست 

پسر مزاحم اومد دم خونمون و میگفت این پسره معتاده شما خبر ندارید  .......


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز