دوماهه دلم بستنی میخاد خودمم ک شوهرم تنها نمیزاره برم بیرون بخرم.
یبار با خودش رفتیم گفتم گفت الان تو بفکر بستنیی من پول ندارم دلم خیلی شکست بعضی وقتا هم خیلی میخام ولی بهش گفتنی میگه یادم بنداز.
منم ک دیگه بعد اوت جریان نمیتونم بگم بخر میترسم بازم با تندی بگه من پول ندارم.
ولی اگه خونه ی باباش میشدیم خاهرش میگف برو از مغازه یجیزی بخر پامیشد میرفت بدو بدو