سلام لطفا خواهشا سرزنش نکنید خانما دختر 6 سالشه کلا دختر خوبیه و تقریبا اذیتم نکرد و از اول کلا مستقلش کردم ولی متاسفاته ب شددددددت لجباز مثلا اگ بگه اون مداد بهم بده مثلا مداد ی کم با خودش فاصله داره من بگم خودت بردار ایقد گریه میکنه ایقدددد نق میزنه ک بهش بدیش منم بهش نمیدم وکلا هر چی میخواد ایقد گریه میکنه و خودشو میکوبه زمین تا اد چیز بهش بدی با من ایطوری فقط کاری ب وسیله دیگران نداره حالا گف ابمیوه میخوام کف برو فلان جا بردار من باردارم زیاد حوصله نداره ایقد گریه میکرد ک ن تو باید بری ک من عصبی شدم چن تا زدمش اصن نمیدونم چیکارش کنم همیش ب تفاوت بودم نسبت ب گریه هاش و اداهاش ولی الان دیگ صبرم تموم شد
وقتی مسگی خودت بیار یعنی بازم بهش بی توجهی واون عصبی میشه
بیشتر بازی کن محبت کن وقت بزار درست میشه
جمله ی چرا انقدر زود ازدواج کردی؟ به اندازه ی جمله ی چرا ازدواج نمیکنی؟ زشته! جمله ی سومین بچه رو میخواستی چیکار؟ به اندازه ی سوال چرا بچه دار نمیشی ناراحت کننده اس! به اسم روشنفکری در زندگی دیگران دخالت نکنید🙏
متاسفانه دست برا زدش رفته و جدی میزنم اصن روانی میشم.وقتی ایطوری میکنه
خواهرم سه قلش سه ساله بودند سر اینکه حوابش بهم نریزه مجبورشان میکرد سر وقت بخوابند ..سر وقت به زور بیدار میکرد .به زور غدا میداد....اگر میشد کتک میزد ....جیش نباید میکردند .در حالی که پوشک بودند میزد میگفت نباید روی پوشک جیش کنید .اتفاقا خواهرم کتک نخورد ه انجوری میزد من کتک خورده بودم به بچه های خواهرم نگفتم بالای چشمتان ابروهه..بچه را نزنی ظالم بار میاد ...
من اتفاقا دو تا زدم در باسنش ۹ سالشه گوشیم میزد زمین میگه پاشو بریم خونه عمو گفتم هر وقت من افتادم جلو تو هم پشت سرم راه می افتی برا من تعین تکلیف نکن اینم حرصش سررگوشی خالی کرد