بچه ها انقد اعصابم خرابه که نگو،چکار کنم از دستش بعد یکسال باهاش آشتی کردیم ،من خودم خیلی دختر آرومو مهربونی هستم اهل دروغ و دغل بازیم نیستم،کلا خیلی بهش احترامم میزارم،اما متاسفانه اصلا احترام پذیر نیست،مثلا تا آشتی میکنیم انقد مهربون میشه هی معذرت میخوام چاپلوسی منو میکنه میدونم از ته دلش نیستا ولی خب بازم من راضیم که دعوا نکنه باهامون،کافیه یکهفته بگذره خود به خود اخلاقش تغییر میکنه دنبال شر میگرده سر هیچو پوچ قشقرق راه میندازه،مثل الان که زنگ زده بود من حمام بودم تا رسیدم دیدم انقدررر پیام چرتو پرت نوشته و لحن بد که چرا جواب ندادم،کلا نمیشه ما خواب باشیم یا حتی دستشویی جوابشو ندیم هرچی قسمو آیه بخوریم میگه نه شما دروغ میگید از بس خودش دروغ گوا،اعصابمو بهم ریخت دستام داره میلرزه به شوهرم گفتم میگه اینو که میشناسی اصلا خودتو ناراحت نکن بازم قطع رابطه میکنیم تا آرامش بگیریم،این یه نمونه خیلی کوچیک بودا،انقدر رفتارای زشتو زننده داره نمیشه گفت