تا اسم شوهرم تو شناسنامه ام هست مامانم نمیکشه منو
چون بارها گفته زودتر طلاق بگیر نکنه بمیری ارثت برسه ب شوهرت
یا گفته من راضی ام ارثت برسه ب فلانی(شوهرسابقم ک مامانم دوسش داره)ن این
از شوهرم بدش میاد چون پول گرفت از مامانم ولی بعدش فرار کرد رفت
ولی شوهر سابقم در ازای همدستی مامانم ولس دختر بازیهاش طرف مامانم علیه من میگرفت مثلا منو زور کرد دنبال تقسیم ارث نرم چون مامانم اینجوری میخواست
حتی اونزمان یبار مامانم فهمید شوهرم لواط میکنه رفته بود خونم واسم لباس بیاره دیده شوهرت هراسان با ی شو رت اومده تو حیاط راهش نداده تو خونه اینم نگاه کرده برادرشوهر با ی پسر دوست شوهرم دیده زیرپتو بودن اومد بهم گفت منم گریه کردم گفتم طلاق میگیرم مامانم نمیخاست طلاق بگیرم سریع گفت ن ولش اصلا من هیچی ندیدم انکار کرد بعدش ولی شوهرم هول بود شب اومد خونه بابام بهم گفت مادرت دروغ میگ نکنه باور کنی قشنگاز رفتاراش میشناسمش ترسیده بود