2777
2789
عنوان

دارم دق میکنم

| مشاهده متن کامل بحث + 1805 بازدید | 81 پست

فاز اونایی که میگن مااااادر فرشته و تاج سره و فلانه رو نمیفهمم

داره میگه زجرم میده 

طرف عاصی شده از دست مادرش

هنوزم فکر میکنن مادر چون مادره نمیتونه بیمار و روانی و ردی باشه؟ 

برای بار هزاااارم که بچه مسئول زندگی مادر پدر نیست

تمام

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فاز اونایی که میگن مااااادر فرشته و تاج سره و فلانه رو نمیفهمم داره میگه زجرم میده  طرف عاصی ...

من از اون دسته ادمام که عاشق مامانمم ،چون خیلی مهربونه وعاشق بچه هاشه،وبه شما وامثال شما بی احترامی هم نشده تواین تاپیک،وخیلی هم از حرفای استارتر ناراحت شدم و متوجه شدم که مادرش چطور ادمیه،به نظرات هم احترام بزاریم هر کسی تو یه شرایطی بزرگ شده همه مث هم نیستن

نگفتی مادرت ناتنی هستش مگه،یدفه پرسیدم

ن مادر خودمه چهره ام کپی مامانمه ولی منک دختر سومشم بعد ۱۰سال بعد من انقد گفت دعا کنین پسر آورد ب باد افتاد بعد یمدت ب بابام یاد داد ک اصلا من پسرزا بودم این سومی هم ینی من پسربوده تو بیمارستان عوضش کردن انقد گفت ک موقع عقد بودم جلو شوهرم گفتن آبرومو بردن شوهرم یذره احترام بهم نمیذاشت تیکه مینداخت باز بابام مرده ب داداشم یاد داده ک بگه تو بچه بابا نیستی پس ارث نداری دهن اونو با استدلال بستم سال ۹۳باز پارسال داداشم گیرداده کاش تو بمیری من بچه سومی باشم 

مامانم از صبح تا شب بیکاره تو مخ داداشم میکنه این حرفهارو 

 
ن مادر خودمه چهره ام کپی مامانمه ولی منک دختر سومشم بعد ۱۰سال بعد من انقد گفت دعا کنین پسر آورد ب با ...

اگه آدما شاخ در می آوردن من الان شاخ داشتم،خیلی تعجب می‌کنم که یه مادرچطور میتونه با بچش این طور رفتارکنه،نه اینکه حرفات باور نکنم،فقط خیلی متعجبم

من از اون دسته ادمام که عاشق مامانمم ،چون خیلی مهربونه وعاشق بچه هاشه،وبه شما وامثال شما بی احترامی ...




من الان از شوهر سابقم ی دختر دارم نوجوونی پیش باباشه تا ۴سالکی پیشم بود مامانم گفت نگهش داری خودتم اضافی میندازیمت بیرون ۱۰ماه با بچم خونه مامانم بودم زمام طلاقم انقد زجرمون دادن بچمو چنبار ب کتک داد داداشم دخترمو زد منم داداشمو زدم بچم انقد عصبی شد اون مدت سرش میزد ب زمین 

دیدم داره از دست میره دادمش ب باباش هرچقد بد ولی بچمون دوسداشت  

منم بارداری کشیدم زایمانم طبیعی بود بچم چندسال شیردادم پوشک کردم جمعش کردم بنظرت حق دارم الان مث مامانم نزارم با آدم خوب ازدواج کنه بزور بدمش ب معتاد خراب یا نزارم سال کنکورش درس بخونه ب باباش یاد بدم بچه رو بزنه؟مگ من چ گناهی کردم؟

 
ن مادر خودمه چهره ام کپی مامانمه ولی منک دختر سومشم بعد ۱۰سال بعد من انقد گفت دعا کنین پسر آورد ب با ...

😔😔😔😔 چقد ناراحت شدم برات خدا خودش کمکت کنه انشاالله به ارامش برسی

هر چه مغرورتر باشیتشنه ترند برای با تو بودنو هرچه دست نیافتنی باشیبیشتر به دنبالت می آیند؛امان از روزی که غروری نداشته باشیو بی ریا به آنها محبت کنیآن وقت تو را هیچ وقت نمی بینند؛سادهـ از کنارت عبور می کنند …
اگه آدما شاخ در می آوردن من الان شاخ داشتم،خیلی تعجب می‌کنم که یه مادرچطور میتونه با بچش این طور رفت ...

چون تازه ک خودم رفتم تو رشته روانشناسی فهمیدم همچی مادرهایی وجود دارن مشکل روحی دارن مامانم انگار بخاطر طلاق اولش شوهرش سرش زن گرفت عقده ای شده سر دومی بابام مجرد پسرخونه بود معلم اومد گول مامانمو خورد گرفتش هم خودش بدبخت شد هم ما مامانم کم سواده تا پنجم خونده 

 
تا حالا مشاوره رفتی؟ بخاطر همین مشکلاتت


ن هربار بخاطر اختلاف با شوهرم میرفتم یبار بعد آشتی با شوهر سابقم رفتیم مشاور مچ شوهرمو گرفت ثابت کرد ک دروغ میگ اونم دادهوار و سرهم داد زدن اومدیم بیرون گفت این مشاور مردها میخان زن از شوهر جدا کنن خودشون صیغه اش کنن انقد شوهرم کثیف بود خودش اهل زن بازی بود ب مشاور بدبخت تهمت زد 

یبارم با شوهر دومم رفتیم گفت اختلاف فرهنگیتون خ زیاده 

یبار ۹۸تنها رفتم درباره شوهرم بعد حرف کشیده شد ب خانوادم و سوالات پرسید جریان رفتارای مامانم رو شد گفت تو ریشه همه بدبختیات مامانته گفت از مامانت باید طلاق بگیری اول 

الان ۱۰بهمن نوبت دارم باهاش ولی خجالت میکشم چی بگم اگ بگه چرا ب حرفم نکردی مستقل نشدی حس حقارت دارم الان 😭

 
😔😔😔😔 چقد ناراحت شدم برات خدا خودش کمکت کنه انشاالله به ارامش برسی

ممنون خداکنه فقط خدا برام مونده

داداش ناتنی ام گفت چرا سر این یکی نرفتین تحقیق گفتم هرچ ب مامان گفتم نیومد چجوری تنهایی برم شهر دیگ تحقیق گفت بهم میگفتی من میرفتم منم دیگ راستش گفتم بفهمه مامانم چقد دورویه گفتم ک همونزمان ب مامان گفتم ب محمد بگو گفت ن نزار پسره بفهمه داداش ناتنی داری 

داداشم ناراحت شد گفت مگ من چمه مگ باعث سرافکندگی شمام؟درحالیک داداشم خ خوبه مهربون سربراه زن و بچه و زندگی داره داداش تنیم وحشی‌ه پیش مامانم بزرگ شده منو. چنبار کتک زده 

مامانم دوست نداره کسی بفهمه ک دوبار ازدواج کرده بجاش منو دوبار مطلقه کرد الان هی تو سرم میزنه ک تو دوتا طلاق گرفتی من یبار 

منم گفتم هنوز از دومی طلاق نگرفتم باهاش آشتی میکنم تهدیدم کرد اگ آشتی کنی بهمه میگم تو و شوهرت کلاهبردارین 

هرتهمتی بلده میزنه بهم ک کنترلم کنه 

 
ممنون خداکنه فقط خدا برام مونده داداش ناتنی ام گفت چرا سر این یکی نرفتین تحقیق گفتم هرچ ب مامان گفت ...

چه سر گذشت تلخی داری،واقعا نمیدونم چی بگم،فقط اگه با شوهرت آشتی کردی برو یه جای دور که اصلاهیچکس از شما خبر نداشته باشه،اگر هم نکردی بازم از مادرت جداشو،برو سرکار وخونه مستقل بگیر حتی یه سوئیت کوچیک ،اونم یه جای دور،اگه تهران یاشهرستان بزرگ باشی میتونی همون جا یه گوشه بری زندگی کنی،امه اگه شهرتون کوچیکه باید بری یه شهر دیگه،چون توشه کوچیک همه همو میشناسن

ممنون خداکنه فقط خدا برام مونده داداش ناتنی ام گفت چرا سر این یکی نرفتین تحقیق گفتم هرچ ب مامان گفت ...

چجوری اینارو تحمل میکنی خدایی ، تا خودتو نابود نکردی فرار کن از دستشون

هر چه مغرورتر باشیتشنه ترند برای با تو بودنو هرچه دست نیافتنی باشیبیشتر به دنبالت می آیند؛امان از روزی که غروری نداشته باشیو بی ریا به آنها محبت کنیآن وقت تو را هیچ وقت نمی بینند؛سادهـ از کنارت عبور می کنند …
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108