هروقت یه متنی درمورد نبودن پدر تو نی نی سایت یاهرجایی میدیدم ازش رد میشدم میترسیدم بخونمش ،همیشه دلم میلرزید حتی از فکراینکه نباشه یه روز فکر میکردم زندگی بعد پدرم ازحرکت می ایسته فکرمیکردم صد درصد دق میکنم ازنبودنش اما من هنوز نفس میکشم بااینکه 65روز دیگه ندارمش 😭😭😭😭😭😭
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بابای من ۶۰سالش بود بابای من چن روز قبلش میگفت معدم میسوزه ترش کردم و... بعد عموم گفته میدونی ک از معدته؟گفت اره قرص معده میخورم نگو قلبش بوده حالم خیییلی بده بخدا خیلی میگم ماها هم کوتاهی کردیم
بابای من ۶۰سالش بود بابای من چن روز قبلش میگفت معدم میسوزه ترش کردم و... بعد عموم گفته میدونی ک از م ...
😭😭😭😭بابای منم معده اش بود شب قبل حالش بد شده بود احوالشو گرفتم گفت سر دلم میسوزه سبزی خوردن اذیتم کرده آخه من دورم ازشون😭😭😭 مامانم بهش قرص معده میده صبحشم ازساعت 8صبح داداشم میاد طرف خونشون مامانم میگه یه شربت معده براش بیار میگه نه شربت چی حاضر شه میبرمش کلینیک میرن اونجا سرم میزنن براش ومیگن چند ساعتی نگهش داریم که ازقلبش نباشه آزمایش ونوار قلبم میگیرن من زنگ زدم مامانم نگران بودم گفت نمیدونم خبرندارم ازشون یهو گفت ایناها بابات اومد بیاباهاش حرف بزن 😭😭صداش شاد شاد بود سربه سرش گذاشتم بهش گفتم خاک شیر خوبه شاید رودل کردی مامان رو صدا زد گفت خاک شیر داریم یهو صداش قطع شد نگو افتاده 😭😭😭حالش بد شده دیگه سرد سرد میشه دستاش تا میرسوننش بیمارستان میگن تموم کرده اما باشوک برش میگردونن البته فقط قلبش خدا میدونه با چه حالی 8ساعت رو طی کردیم تا رسیدیم6روزم بیمارستان بود ودیگه تموم شد واسه همیشه بعد دوماه اومده بودم ببینمش 😭😭😭😭درکت میکنم بنظرم سنگین ترین داغ واسه یه انسان مرگ والدین من دارم دیوووونه میشم کم آوردم
بابای من ۶۰سالش بود بابای من چن روز قبلش میگفت معدم میسوزه ترش کردم و... بعد عموم گفته میدونی ک از م ...
چرا کوتاهی عزیزم بنظرم وقتی موعد رفتن آدما به پایان میرسه هیچکی نمیتونه جلوشو بگیره ما صبور نیستیم قانون زندگی همینه وواقعا شصت سال سنی نیست جگرم خونه بقران هیچی آرومم نمیکنه ولی بازم هرروز میگم آقاجونم جایی نرفتی که مانتونیم بیایم یه روزی حتما همدیگه رو دوباره میبینیم فقط بااین امید زندگی میکنم توام این افکار رو ازخودت دور کن انشالله پدرت جایگاه خوبی داره ودرآرامش مطلقه براش قرآن بخون خودتم آروم میشی
بابای من ۶۰سالش بود بابای من چن روز قبلش میگفت معدم میسوزه ترش کردم و... بعد عموم گفته میدونی ک از م ...
ببین میدونی چرا رفتن پدرامون انقدر سخته چون مهربونم بودن چون دلمون رو هیچ وقت نشکستن بابای من هیچ وقت واسه خودش زندگی نکرد تمام عمرشو وقف بچه هاشو زندگیش کرد دلم ازین میسوزه کاش مهربون نبود😭کاش انقدر بزرگ نبود دلم قد تمام دنیا براش دلتنگه😭😭نمیدونی چقدر سخت شد زندگی برام بااینکه شوهرم خوبه ودوتا بچه دارم اما حتی حوصله ی خودمم ندارم باورم نمیشه دیگه ندارمش😭
خدا پدرتونو بیامرزه عزیزم .پدر منم روز پدر فوت کردن میدونی از چی میسوزم از اینکه براش کادو خریدم ولی هنوز نتونستم بهش بدم 😭 با یه سکته قلبی توو سن 52سالگی مارو تنها گذاشت