کلی از صبح به خودم رسیدم بعد از مدت هااا اماده شدم
تازه خودش کلی اصرارر اصراررر ک همو ببینیم
قرامون ساعت ۱۱ بود
نزدیکای ۱۱ بهش زنگ زدم
گفتم کجایی و...
گفت ی کار فوری محل کارم پیش اومده فورسه باید برم و... خودم بهت زنگ میزنم ولی حتماحتما امروز میریم
منم اماده نشسته بودم
دلم واسه خوده خاک برسرم میسوزه