2777
2789

هم سگ اخلاق شدم هم به شدت افسرده... ده روزه پریودم عقب افتاده... هر ماه این مصیبت دارم😭

📚🌨️☕وقتی صبح به غلظتِ تاریکیِ شب میدمد، یعنی ای انسان، حتی اگر در کشاکشِ ظلمات و ناامیدی هستی، بدان که فرج نزدیک است. بزودی نور به تاریکیِ تن و خانه‌ات میدَوَد و تو شاهد صبح زندگی‌ات خواهی بود…

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

نکنه حامله ای؟

مجردم

📚🌨️☕وقتی صبح به غلظتِ تاریکیِ شب میدمد، یعنی ای انسان، حتی اگر در کشاکشِ ظلمات و ناامیدی هستی، بدان که فرج نزدیک است. بزودی نور به تاریکیِ تن و خانه‌ات میدَوَد و تو شاهد صبح زندگی‌ات خواهی بود…

منم یسال بود اوکی بودم ماه پیش ۵روز عقب انداختم این ماهم فعلا یه روز تو اقدامم هستم پی سی او شدید ام گمان نمیکنم باردار باشم ولی حالم بد میشه عقب میندازم انگار شوهرم منتظره بگم حامله ام چند شب پیش میگفت خواب دیدم باردار بودی

عقب بیوفته بی اعصاب میشم ، به موقع بشم بی اعصاب میشم ، بشم بی اعصاب میشم نشم هم بی اعصاب میشم 

کلا در هر ماه ده روز اعصاب ندارم هیچی :|

در نبرد بین منطق و احساس ، احساساتم را کشتم و طرف منطقم ایستادم . از آن روز متهم به تحمل دردی عظیم در سمت چپ سینه ام هستم 
عقب بیوفته بی اعصاب میشم ، به موقع بشم بی اعصاب میشم ، بشم بی اعصاب میشم نشم هم بی اعصاب میشم  ...

واااااای خود منی که.... چکار کنیم؟ اینجوری زندگی رو زهر میکنیم به خودمون... با خانواده هم درمیوفتی؟ من همش پاچه میگیرم

📚🌨️☕وقتی صبح به غلظتِ تاریکیِ شب میدمد، یعنی ای انسان، حتی اگر در کشاکشِ ظلمات و ناامیدی هستی، بدان که فرج نزدیک است. بزودی نور به تاریکیِ تن و خانه‌ات میدَوَد و تو شاهد صبح زندگی‌ات خواهی بود…
واااااای خود منی که.... چکار کنیم؟ اینجوری زندگی رو زهر میکنیم به خودمون... با خانواده هم درمیوفتی؟ ...

الان پیامتون دیدم :) 

ده روز که من کلا زندگی نمی کنم و ترجیح میدم بیشتر تو اتاق باشم تا حداقل با خانواده دعوا نکنم . البته دیگه همه می دونند من بشم باید باهام کنار بیایند و هر چی می گم قبول کنم ( دارم رو خودم کار می کنم این اخلاق بد کنار بذارم ) 

در نبرد بین منطق و احساس ، احساساتم را کشتم و طرف منطقم ایستادم . از آن روز متهم به تحمل دردی عظیم در سمت چپ سینه ام هستم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792