اولی بود من عقذ کرده بودم با مادرشوهرم جلوی من بحثشون شد قهر کردن
یبار یه جا منو تنها دید اومد پیشم شروع کرد به اصطلاح درد و دل کردن
مادرشوهر انقد بلا سر من اورده خواهر شوهر بده ظالمه ( بدگویی فراوان)من چشام چهارتا شده بود بس که بدشون رو گفت..
یه مدت گذشت آشتی کردن
حالا همش ب همونایی بدیشون رو میگفت محبت و خود عزیزی میکنه قربون صدقشون میره😐😐😐
دروغ زیاذ میگه
از زبون شوهر من یه دروغی گفت لو رفت
از وقتی رفتم تو خونوادشون(الان یکساله)یکبار با خاهرشوهر کوچیکم قهر کرد
یبار با خاهرشوهر بررگم
یبار با مادرشوهرم
الانم سر بحث با منو باز کرده دلم میخاد کلا باهاش قهر کنم قطع ارتباط صد ذر صد بشیم
بنظر شما کار بدیه؟