2777
2789
عنوان

تایپک خیانت🫣🧘🏻‍♀️

382 بازدید | 26 پست

دوستان روی من خیلی تاثیر میذارن این تاپیک ها 

نمیدونم بدو خوبشو 

اما ازوقتی اینجام خیلی شکاک شدم و دنبال سرنخ هستم همیشه 

بااینکه درعمق وجودم میدونم خبری نیس خداروشکر 

وابنکه من چیزی کم ندارم وانقد شخصیتم قوی هس ک وقتی اینطور چیزی پیش بیاد خودمو جمع وجور کنم ولی فکر رکب خوردن همه اینا رو دود میکنه 

انقد ک اینجا ازخیانتا میخونم و دیدم دل سیاه شدم 

البته کار مثبتم اینه ب رو شوهرم نمیارم اما زیرآبی دنبال سوتی چیزی هسم وتودلم شکاکی پرورش میدم☺️

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منطق و عقل میگه  تا وقتی ازش چیزی ندیدی و مدرکی نداری چرا خودت را اذیت کنی ؟منم چند سال پیش منطقم همین بود ولی حسن یه چیز دیگه تا اینکه تو گوشیش مدرک را هم دیدم .چتهای عاشقانه داشت 

یه جورایی حسم درست میگفت

نه بابا من اندازه چشام به شوهرم اعتماد دارم  اینجا ولکن گاهی شک میکنم یه مرد تا این حد وقیح با ...

منم مث تو بودم ولی تو اوج اعتماد متوجه خیانتش شدم همیشه یک درصد احتمال بده ک خیانت میکنه من بدترین ضربه رو از کسی خوردم ک بیشتر از همه آدمای اطرافم بهش اعتماد داشتم انشاا..ک شوهر شما اینطور نباشه و هیچوقت همچین چیزیو تجربه نکنی 

من شکاک نشدم....خود خواه تر شدم و بیشتر به فکر خودم و استقلال مالی و استقلال احساسی ام....اون روز همسرم باهام دعوا کرد که انقدر بهت محبت کردم خود خواه شدی و فکر می کنی فقط وظیفه ی منه ولی نمی دونه من برای این که بهش وابسته نباشم دارم این جوری می کنم و احساساتم رو زیادی خرج نمی کنم.😑😑

البته خودش همیشه بهم می گه کنار آدما لذت ببر اما وابسته شون و محتاج حضورشون نباش.ولی من نمی تونم هم کاملا احساسی باشم،،هم وابسته نباشم مجبورم احساساتم رو سرکوب کنم و منطقم رو به کار بندازم.


هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
من شکاک نشدم....خود خواه تر شدم و بیشتر به فکر خودم و استقلال مالی و استقلال احساسی ام....اون روز هم ...

منم انگار نامطمئنم براهمین دارم درس میخونم و دنبال سرمایه براخودم هسم ‌استقلال میخام همش فک می‌کنم آینده خبر نمیکنه اگ یهو ورق برگرده دس خالی نباشم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

😊

saliteh | -6 ثانیه پیش
2834
2835
2108