من ۶ ماه پیش نامزدی کردم
بعد دو ماه پیش بود فک کنم گفتن بیاین عقد کنیم بابام گفت نه نمیشه فلان
بعد این به کنار بابام اصلا اجازه نمیده ما بیرون بریم 🥺
حالا نهایت رضایتی که تونستیم بگیریم این بوده که
گفت مثلا با خواهرش بریم یعنی خواهر نامزدم
نامزدمم بهش گفتم قبول نکرد 😔
بعد اونا گفتن که صیغه کنیم تا با بابام بذاره بیرون بریم که اونم نه میذاره صیغه کنیم نه میذاره بیرون
الان به عقد راضی شده بابام که چون ما با هم بحث و ... داشتیم نمیشه عقد کنیم و این دفه اونا نمیخوان اونا در واقع نامزدم میگه یه سال بیرون بریم بعد عقد کنیم
واقعا نمیدونم چیکار کنیم نه بابام قبول میکنه بیرون بریم
نه اون کنار میاد با کسی بریم
من چیکار کنم این وسط
از اون طرف حتی نامزدم تلفنی هم حرف نمیزنه میگه از پشت گوشی چیو میتونیم درست کنیم؟
ببین اینایی که تا اینجا گفتم واسه ۳ ۴ هفته پیش بود که تاپیکم زده بودم کپی کردم الان تا از اول بدونی جریان چی بوده
حالا
اصلا حرف نمیزنه آخرین بار دو سه هفته پیش بود جوابمو داد
بعد اون دیگه اصلا حرف نزد منم پیام ندادم بعد یه طوری بود قبلا ک جایی میرفتم باید بهش میگفتم و بهش گفتم چند روز بعد سین زد هیچی نگفت بعد منم دو سه روز پیش تولدشو تبریک گفتم اون فقط دو تا ایموجی خنده فرستاد به نظرت میخواسته مسخره کنه که من جوابتو نمیدم تو میای تبریک میگی
بعد بحث هایی هم که قبلا داشتیم همش من مقصر بودم
زدم بلاکش کردم و امتحان و اینا اینم اینطوری شد
الان نمیدونم میخواد اونارو تلافی کنه یا تموم کنه
یه دفه میگم میخواد تمام کنه
بعد میگم من خودم چند بار بهش گفتم تموم کنیم اما نمیخواستم و این کارو نکردم و یه بار بلاکشم کردم بعدش الان با وجود اینا نمیدونم منظورش چیه