احساس غمی همه ی وجودمو گرفته حس تنهایی بیش از اندازه حس سردرگمی .
چرا تو این دنیا همه چی زوریه؟؟؟
با زور و هزار التماس باید از خدا حاجت خواست ولی نمیده
با التماس باید ازش آرامش خاست نمیده
با التماس ازش مرگ خاست بازم نمیده
به کدامین گناه ما باید زجر بکشیم؟
چه گناهیی کردیم که انسانیم و
احساس داریم
تو ذهنم پر از چرا هست
من خستم ناشکر نیستم ولی واقعا خستم از همه چی از همه چیزایی که دارم و ندارم . من خودمو تو این دنیای شلوغ گم کردم و پیداش نمیکنم