والا کاری نکردم از ترس سکته کردم. یهو نصف شب از خواب پریدم چشام باز نبود ولی حس کردم هوشیارم بعد احساس کردم مثل یه پر سبک شدم دارم بالا میرم حتی رنگ پر هم سفید بود نمیدیدم فقط درک میکردم سفیده بعد همه جا سیاه سیاه بود خیلی آروم بالا رفتم تا ی حدی لذت بخش بود ولی بعدش فکر کردم دارم میمیرم بعد ش چی میشه خیلی ترسیدم وهمون باعث شد بر گردم یه خورده مونده بود که به سقف برسم برگشتم بالا رفتن خیلی آروم بود ولی برگشتن خیلی سریع درحد ی ثانیه تا رسیدم به خودم چشام باز شد قلبم از تپش داشت میزد بیرون