تو تایپیک قبلم گفتم که ما کات کردیم و بعد از چندروز پیام زد که بیا ببینمت گفتم نمیخام ببینمت
و شروع کرد به فحش دادن اینکه تو رفتی برای من دعا گرفتی تو دیوونم کردی
حتی به خانوادمم فحش داد
جالب اینجاست که از آشناهاست و رابطه ی خوبی با خانوادم داره بهم گفت تو کثیفی ذاتت کثیف تو با همه بودی
منی که نه تابحال دعا بگیر رو از نزدیک دیدم نه جز اون با هیچ پسری حتی هم کلام نشدم
ترس دارم ازش
کسی رو که تا امروز واسش میمردم دیگه از دیدنش میترسم
از اسمش میترسم از آبروم میترسم
تو قلبم هیچ احساسی ندارم
در جواب همه ی حرفاش بهش گفتم خدا جوابتو بده
من چیکار باید کنم به کی باید این حرفارو بزنم
وقتی به خانوادم توهین کرد سکوت کردم چیزی نگفتم