خیلی داغونم جوری که دوست دارم بمیرم و وجود نداشته باشم حالم از خودم بهم می خوره دیگه امسال میشه سال سومم می خوام کنکور بدم اون دو تا کنکورمم حتی یک خطم درس نخوندم توی مدرسه ی خوبی درس خوندم رشتمم تجربی نمره هام هم خوب بودن جوری همه فامیل می گفتن هلن پزشکی میاره دی هم همینطور نخوندم افسردگی گرفتم مامان بیچارم چقدر واسم تلاش کرد وچقدر خون دل خورد اما بازم پشیمون نشد بهم روحیه می داد من دیگه واقعا از خودم خسته شدم درس نمی خونم دو سال نازنینم رو هدر دادم نوزده سالمه چند وقت دیگه هم میشه بیست سالم احساس می کنم پیر شدم حتی اگه سال دیگه بتونم برم دانشگاه فکر اینکه همکلاسیام دو سال ازم کوچیک تر باشن دیوونم می کنه این نی نی سایتی ها هم همه توی سن من بچه دارن بیش تر احساس پیری می کنم راستش آرزو زیاد دارم نمی خوام ازدواج کنم فکر همه ی اینا منو دارع داغون می کنه واقعا امروز دلم می خواست قرص بخورم هم خودم راحت شم هم مادر بیچارم و اینکه به شدت اوضاع مالیمونم خرابه ببخشید اگه فاز منفی داره ولی خیلی سعی کردم خودمو مثبت نگه دارم ولی دیگه امروز نتونستم و اینکه متأسفانه چاره جز درس خوندن و دانشگاه اونم یه رشته ی علوم پزشکی اینا ندارم ولی حس می کنم خیلی دیر شده و باید تاوان اون دو سالم که هدر رفت رو با مرگم بدم چون تا قبلش حتی نمی زاشتم یک ثانیمم هدر بره همه ی مدرکای زبان و رانندگی و باشگاهمم قبلا گرفتم چقدر جایزه واسه معدلم گرفتم حیف واقعا که همشو بر باد دادم😭