من ی سال و دوماهه عقدم قرار بود تیر مجلسمون باشه حالا بابام میگه نه باشه برای بعد محرم آخر شهریور یا اول مهر
منم میخوام باغ بگیریم میترسم هوا سرد بشه
بعدشم خسته شدم واقعا از دوران عقد من وسط گیر کردم نه دختر بابام و مامانم هستم نه همسر شوهرم
منم دیگه صبرم داره لبریز میشه
ایناهم کم کم ناسازگار شدن باهم دیگه هی باید من حرص بخورم