2777
2789
عنوان

حرفای ترسناک بزنیم؟؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 1118 بازدید | 130 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

دیشب ی جا  خوندم ک اگ کد پول رو روی دستت بنویسی  پولی دستت میاد😄 منم گفتم بزار تست کنم & ...

کد پول چی؟؟؟ میشه واضح بگی؟؟

وخدایی که همیشه هوایمان را دارد...کار خدا بی حکمت نیست به حکمتش دل بسپار،خدا همیشه بهترین هارو میخواد حتی اگه از نظر تو ،برات بدترین باشه...پس صبور باش و به خدا توکل کن که خدا خالق تمام زیبایی هاست🌹🙏🏻
نگو دیگه خیلی برام انفاق افتاده ولی خدایی نخواه که بگم می ترسم

خب بترس تا سرت نیاد

وخدایی که همیشه هوایمان را دارد...کار خدا بی حکمت نیست به حکمتش دل بسپار،خدا همیشه بهترین هارو میخواد حتی اگه از نظر تو ،برات بدترین باشه...پس صبور باش و به خدا توکل کن که خدا خالق تمام زیبایی هاست🌹🙏🏻

من چند شب پیش خواب دیدم که یه خونه داشتیم قبلا حمومش تو حیاط بود تو اون سن و سال من ازش می ترسیدم بخصوص که گوشه حیاط بود بعد خواب دیدم تو اون خونه ایم که جن داره بعد همسرم داشت تو خواب بهم میگفت میدونستی این خونتون جن داشته؟ من میگفتم امکان نداره اگر بود مامانم میگفت بعد یهو مامانم اومد گفت اره من متوجه شدم برای اینکه تو نترسی بهت نگفتم بعد یهو تو خواب همه جا تاریک شد و خونه شروع کرد به لرزیدن . بعد تو خواب دست همسرم و مادرمو گرفتم و سعی میکردم بگم خدا ولی نمیتونستم مثل کسایی ک لال شدن  . بعد از ولی فشارررر و تلالاااش گفتم خدا اونم با چه لحنی و یهو پریدم از خواب ‌ دیدم تموم بدنم چسبیده زمین خشک شده 

خیلی بد بود خلاصه اون روز تو خونه همش می ترسیدم

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود ❤من به زمانبندی خدا شک داشتم اما درست در بهترین لحظه غافلگیرم کرد .خدایا شکرت 🥰😇
منن‌جای تو میبودم هیچوقت نمیرفتم

رفتم دیگع 🤧

حضرت عیسی علیه السلام در فلسطین متولد شد اما هیچ مسیحی اروپایی عاقلی نمیگه من اروپایی هستم آسیایی نمیپرستم گرفتی منظورمو؟😅                                                               

قدیما خیلی به چیزای ماورا علاقه داشتم یه بار با دوستم تو قبرستون میخاستیم روح مامانبزرگشو احضار کنیم فقطم یه تخته ویجا داشتیم استفاده درست ازشم دقیق بلد نبودیم..... نمیدونم چیشد که تو مراحلش اشتباه کردیم هیچی نشد تا بعد که میخاستیم از قبرستون بریم درش یهو بسته شد بازم نمیشد  بوی خیلی بدیم اطرافمون میومد تا اونجایی که یادمه اصلا تا امدم موقعیتمو درک کنم یه شوک خیلی شدید بهم وارد شد بیهوش شدم 

یادمه زمانی که تنها زندگی میکردم یروز خواهرم اومده بود ناهار پیشم نشسته بودیم حرف میزدیم نمیدونم از ...

اهه چقد ترسناااااک 

دیگه نرو تو اتاقت 

اره اونایی ک میگن نمی‌ترسیم میان سراغشون

وخدایی که همیشه هوایمان را دارد...کار خدا بی حکمت نیست به حکمتش دل بسپار،خدا همیشه بهترین هارو میخواد حتی اگه از نظر تو ،برات بدترین باشه...پس صبور باش و به خدا توکل کن که خدا خالق تمام زیبایی هاست🌹🙏🏻

من وقتایی که تنها خونم 

چشامو میبندم میگم

مثلا میوه برام بیار چشامو بستم 

باز میکنم میبینم خبری نیست خخخخ

وخدایی که همیشه هوایمان را دارد...کار خدا بی حکمت نیست به حکمتش دل بسپار،خدا همیشه بهترین هارو میخواد حتی اگه از نظر تو ،برات بدترین باشه...پس صبور باش و به خدا توکل کن که خدا خالق تمام زیبایی هاست🌹🙏🏻
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792