مادر شوهر من برادر شوهرمو با سهم خونه و ی زن دگ گول زده که دختری که مثلا دوست داشته و باهم رابطه داشتن و پرد.. زده رو نگیره چون خانواده دختره اوضاع مالیشون خیلی بد بوده و دختر دوستشو براش گرفته
الان خود مادرشوهرم و دختر دوستش که جاریمه بدجور میخوان سر به تن هم نباشه خیلی با هم لجن مادر شوهرم اصلا اون چیزی که میخواسته از آب در نیموده
هرجا هم میره میشینه قضیه رو با افتخار برا همه تعریف میکنه که آره من چون دختره چشماش زاغ بود نزاشتم با پسرم ازدواج کنه آخه من از آدم زاغ بدم میاد دختر چشم ابرو مشکی دوس دارم افتخارم میکنه به این ظلمی که در حق دختر مردم کرده دروغم میگه چون زاغ بود نه بی پول بودنشون.
تازه یجوریم میگه انگار خودش همه کارس حرف حرفه اونه نه اینکه پسر تاجر صفتشو با پول راضی کرده همچین پستی ای در حق دختر مردم بکنن خوب شما که دختررو نمیخواستید بیخود کردید تمام مدت دوستیشون تو خونه خودتون گذاشتید رابطه داشته باشن بعدم باهاش اینکارو کردید
خجالتم نمیکشه همه جا افتخار تعریف میکنه