2777
2789
عنوان

عشق😥

123 بازدید | 8 پست

تقریبا ۵ماه میشه با یه پسری هستم آشناست هر وقت توی خونمون حرف از خانوادش میشه مامانم تعریف میکنه

امان از اینکه حرف خودش بیاد 

مامانم اوق میزنه انقد ازش بدش میاد

چند بارم افتاده دنبالم مامانم بدجور شک کرده

حالا بدبختی اینجاس که همینی که باهاش توی رابطم فامیل مادرمه، یه رفیق جون جونی داره که اونم فامیل مامانم میشه

تقریبا هر روز میبینمش و میرم خونشون

خیلی وقت بود بهش شک داشتم آخه یجورایی خیلی بهم نگا و اینا میکرد

بلاخره پیام داد دوست دارم و فلان

الان نمیدونم واقن چیکار کنم

ممنون میشم راهنماییم کنید

ببخشید طولانی شد

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

اگه عاشق طرفت بودی به کسی دیگ فکر نمیکردی 😊 با توصیفاتی که کردی حدس می‌زنم هنوز پختگی کاملی برا ...

به کس دیگه ای فک نمیکنم واقن ولی خیلی ذهنمو درگیر کرده که ما ک مثل خواهر برادر بودیم چرا باید همچین فکری کنه

اسی واقعیت اینه آخرش هیجی نمیشه چیزی جز شکست و احساس بد برات نمیمونه 

سنت هم کمه خیلیی زوده از الان درگیر بشی بدار یکم پخته تر بشی لم خیلی چیرا به دستت میاد 

واقعیت اینه از تجربه بقیه عبرت نمیگیریم تا خودمون تجربش نکنیم باورمون نمیشه 

ولی اگه بخوای منطقی تصمیم بگیری واقعیت اینه که تهش جز شکست برات چیزی نداره 

اسی واقعیت اینه آخرش هیجی نمیشه چیزی جز شکست و احساس بد برات نمیمونه  سنت هم کمه خیلیی زوده از ...

نمیدونم واقن😥

دوسم داره و اینو ثابت کرده😔

نمیدونم با خانوادم چیکا کنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108