تقریبا ۵ماه میشه با یه پسری هستم آشناست هر وقت توی خونمون حرف از خانوادش میشه مامانم تعریف میکنه
امان از اینکه حرف خودش بیاد
مامانم اوق میزنه انقد ازش بدش میاد
چند بارم افتاده دنبالم مامانم بدجور شک کرده
حالا بدبختی اینجاس که همینی که باهاش توی رابطم فامیل مادرمه، یه رفیق جون جونی داره که اونم فامیل مامانم میشه
تقریبا هر روز میبینمش و میرم خونشون
خیلی وقت بود بهش شک داشتم آخه یجورایی خیلی بهم نگا و اینا میکرد
بلاخره پیام داد دوست دارم و فلان
الان نمیدونم واقن چیکار کنم
ممنون میشم راهنماییم کنید
ببخشید طولانی شد