سر جداییم از عشقم خیلی روحیه م داغون شده و زودرنج شدم به شدتتتتت ، دیشب سر یه موضوعی با خانواده بحثم شد بعد انقدر این بحثو ادامه دادن طولانی شد که من داشتم گریه میکردم حرفاشون میرفت تو سرم حتی انقدر بحث رفت بالا که خیلی حرفای بدی بهم زدن و هر چی حرف میزدن من هی حالم بد تر میشد گریه هام شدید تر میشد بعد یهو اعصابم بهم ریخت کل بدنم انگار بی حس شد و تو دست و پام لرزش احساس میکردم ولی همینجوری نمیلرزید از داخل حسش میکردم سرم داغ شد قلبم میخواست بیاد بیرون انقدر تند تند و محکم میزد خیلی ترسیدم فکر کردم مردم یه حس سبکی بود بعدش خیلی واکنش بدنم بد بود کسی میدونه چرا اینجوری شدم ؟ خطرناکه این واکنش
🌱یا مُنتَهَیَ اَلرَّجایا 💫 ای اوج امیدواری ها💫❤️خدایا کمک کن جرئتشو داشته باشم چیزی رو که میتونم تغییر بدم، عوض کنم و چیزی رو که نمیتونم تغییر بدم جرئتشو داشته باشم که بپذیرم.✨️
این یه حمله اضطرابی نزدیک به پنیک من خیلی اینجوری میشم وقت بحث با دیگران به خاطره فشار روحی زیادی که تحمل کردی هیچ پسری ارزش نداره خودتو به این روز بندازی دختره خوب
این یه حمله اضطرابی نزدیک به پنیک من خیلی اینجوری میشم وقت بحث با دیگران به خاطره فشار روحی زیادی که ...
بخدا اصلا دست خودم نیست ، از بس براش سختی کشیدم گریه کردم گفتم عشق ما از همه چیز بزرگ تره قوی تره ولی اوووون با بی وجدانی رفت ، بعد تا کسی بهش میگه چرا جدا شدین میگه من ولش نکردم و صد سال بره ازش نمیگذرم ولی همش بلف ، بیای تو تاپیکام میبینی چه کارا کرده با من ، همیشه گریه میکردم تموم میشد دیشب حالم بد شد خیلی ترسیدم