من خواستگار ندارم
مامان و بابام معلومه ناراحتن
من سنم زیاد نیست که ۲۲سالمه
ولی تا الان سرکوفت بهم نزده بودن
الان مامانم بهم سرکوفت زد
من دوتا عمو دارم
یکیشون چهار تا پسر دارن همه پول دار که همه شون ازدواج کردن
اون یکی هم سه تا دختر داره اخریش هم شوهر کرده که متولد ۸۵
الان مامانم میگفت خوش به حال جاریام یکیشون پسر داره چه پسرایی
یکیشونم راحت شده از دست دختراش همه رو داده رفته
من چیکار کنم یه شوهر برا تو پیدا نمیشه
الان واقعا دلم گرفته دلم میخواد با صدای بلند گریه کنم
آخه مگه تقصیر منه
گور بابای هر چی خواستگار و شوهره