2777
2789

 خواهر مادر بزرگم  فوت شد  سنش خیلی زیاد بود  امشب شام دعوت بودیم خونشون منم رفتم   مامانم گفت  رفتی اونجا ب اونایی که میشناسی تسلیت بگو  در خونرو که وا کردم  ی عالمه پیرزن و زن میانسال  لباس مشکی صورت رنگ پریده  همشونم سرشونو بسته بودن  بهو نمی دونم چیشد مامانم هی میگفت ب فلانی  تسلیت بگو نگا میکردم همشون ی شکلن باز دور خودم میچرخیدم فلانی پیدا کنم اون هیچ همه ریلکس حرف میزدن من میرفتم به هر کی تسلیت بگم با کلی بغض و اشک  بغل   الان میگم واقعا من چرا همچین کاری کردم  حتی مادر بزرگم کم مونده بود بگه چیزی نیس اروم باش 🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

نمی دونم چرا همچین کردم بعد نشستم خندم گرفته بود اخه همه خیلی اروم باهم حرف میزدن کسی نارحت تبود 

شوک عصبی

سلام،میخاستم بهتون بگم من یک فرزند طلاقم ک از بدو تولدم افتادم تو تلاش ،تلاش برای ساختن و نشدن و نتونستن هی شکست خوردم و شکست خوردم و تنشهای زیاد تحمل کردم این روزا خانوم شدم و وقت ازدواجمه اما تنهام و پر از وحشت،وحشت شکست و الان میفهمم واقعا رنج نداشتن پدر و مادر هرروز چقدر وحشتناک تر از قبله،فقط باهاتون درد و دل کردم ممنون میشم برام دعا کنید که بالاخره کسی بیاد تو زندگیم ک قلبم و همه وجودم آروم بگیره خیلی تنم لرزیده همه این سالها😪❤من ی پرستار مهربونم ک عاشق مریضامم حتی تو اوج خستگی و بی حوصلگیم ،گاهی شده با اشکشون اشک ریختم،گاهی از نگرانیشون و چیزایی ک خبر ندارن اشک ریختم خیلی وقتا پیش اومده تا بیمارستانهای دیگه ک ارجاع شدن پیگیر احوالشون شدم و خبر نداشتن،خیلی وقتا تایم کمی ک خونه هستم ب فکرشون بودم ،خیلی وقتا با غم خیلی هاشون غصه خوردم با معجزات خیلی هاشون قلبم خندیده ،خلاصه ک با خیلی هاتون زندگی کردم و تو دلم پا ب پاتون اومدم و نفهمیدید خلاصه ما اینیم همشم بد اخلاق و جیغ جیغو نیستیم 😀 و قطعا خدا در من چیزی دید ک توی این حرفه قرارم داد ازش ممنونم ب هر حال❤

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

صاحب عزا بودی

 اصلا طرفتا حالا درست ندیده بودم خیلی سال پیش   ی دعوایی بین خانواده ها شده بود مادر بزرگم زیاد با خواهرش ارتباط نداشت  اون خیلی ریلکس نشسته بود  من با بغض صدای لرزون اشک میگفتم خدا بیامرزه

منم یجا بی موقع گریه کردم کلی خجالت کشیدم  با اینکه دسته خودم نبود

 اخه همچین ادمیم نیستم  که زود گریم بگیره   فقط قیافه مادر بزرگم ریلکس منو بوسید  بغل کرد  خاک تو سرممم

ابروم رفت   طرف ۸۰ سالش بود اخه 😂😂 ی بغض کرده بودم کاش حدقل   دو بار دیده بودمش الان نار ...

بیخیال من انقدر سوتی دادم 🤣 فقط خودم میدونم به کسی نمیگم که بعدا برام دست بگیرن 

تو هم به کسی نگو😁

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792