2777
2789
عنوان

دلتنگی و دوری از خانواده

5695 بازدید | 20 پست

بچه ها من واقعا دارم دیوونه میشم از دوری

از نظر مسافت دو ساعت تا سه ساعت فاصله دارم 

۶ ساله ک ازدواج کردم و دورم از خانوادم ولی هر بار ک میرم سر میزنم برگشتنم سخت تره حسم ب زندگیم اینه ک شوهرم باعث این دوریه چون با ازدواجم دور شدم و چون سنم کم بود نمیدونستم دوری چ میکنه با آدم

اگه تجربه دارید ی راهکار خوب بدید واقعا بهش نیاز دارم❤️

منم شش سالی میشه دورم از خونوادم ولی خب دیگه باید سازگار شی باهاش این انتخاب خودت بوده. 😪

💚اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی فَاطِمَةَ و اَبِیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنِیهَا وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَدِ مَا اَحاطَ بِهِ عِلمُک 💚«ولا تعننی بطلب ما لم تقدر لی فیه رزقا» خدای خوبم؛در جستجوی آنچه برایم مقدر نکرده ای خسته ام مکن♥️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم اینجوریم ۳ سال ازدواج کردم... راهم۲ ساعت با وجودی ک شوهرم  زود ب زود میبرم خیلی میمونم اما خوب همیشه دلم تنگه همیشه میگم چرا تو شهر خودم نیستم.. تازه ب شدت من ب مامانم وابستم اصلا خواب درستی ندارم تلفن زنگ بخوره قلبم میخواد از جا در میاد اینقدر میترسم نکنه چیزیشون بشه.... خیلی بده منم تا میرم وقتی میام تا دوهفته افسردگی شدید میگیرم

بعد از گذشت شش سال هنوز عادی نشده براتون؟؟ و بشرایط زندگی در  غربت خو نگرفتید؟؟

واقعا نمیدونم چرا عادی نمیشه حتی بدتر هم شدم اوایل بهتر تحمل میکردم سال های اول خوب بود دو سه سالی ک گذشته تا جایی ک وقت داشتم خودمو با انواع کارهای هنری و سرگرمی مشغول کردم ولی فشاری ک بهم میاد زیاده 

سن کم ازدواج کردم ب اندازه کافی کنار خانوادم نبودم مثل آدمی ک حسرت خانواده داره میمونم 

انقدر اذیتم ک نمیتونم با خانواده شوهرم رفت و امد کنم خیلی کم میرم

منم شش سالی میشه دورم از خونوادم ولی خب دیگه باید سازگار شی باهاش این انتخاب خودت بوده. 😪

واقعا بهش فکر نکردم اونجوری ک جدی بخوام فک کنم تصمیمم برا ازدواج بچگانه بود و ۱۸ سالگی نامزد کردم

منم اینجوریم ۳ سال ازدواج کردم... راهم۲ ساعت با وجودی ک شوهرم  زود ب زود میبرم خیلی میمونم اما ...

بخدا با کلمه ب کلمه حرفات اشک ریختم 

تو رو خدا بگو چطور تحمل میکنی 

من ارزوم اینه تو شهر خانوادم باشم 

منم ۳ساله دورم خیلی سخته دقیقا مثله شمام وقتی میرم وبرمیگردم افسرده میشم تاچند وقت

میدونی ی فکر سمی همش بهم میگه عمرم تو حسرت و دلتنگی هدر میره و مرگم با دلتنگی و حسرته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز