2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

الان حالت بده وهنش به فکرشی یه مدت که بگذره عقلت جای قلبت به کارمیفته ومیبینی اصلاآش دهن سوزی نبوده وبهترکه رفته

امیدوارم توی زندگیهاتون هیچ وقت مشکلی نداشته باشید، همه چیز خوب و درست و سرجاش باشه، اما اگر خدای نکرده یه وقت گره کوری خورد به زندگیتون، خدا رو قسم بدید به ناامیدی حضرت عباس.. لحظه ای که کنار نهر علقمه.. یه چشمش به مَشکی بود که دیگه آبی نداشت و چشم دیگه اش به خیمه ها بود که دیگه روی رفتن به سمت بچه ها رو نداشت.. خدایا به حقِ دست گیرِ بی دست هیچ کس رو ناامید نکن..
نه من از ته دل دوستش دارم

زمانی به حرف من‌میرسی دخترهاسه الی چهارماه اول ناراحتن خواب وخوراک درست ندارن همش دلشوره دارن مضطربن ولی رفته رفته خوب میشه وعقلشون به کارمیفته وتازه بدی هایی که طرف درحقشون کرده رومیبینن ولی پسرهانه چندماه اول حس آزادی دارن اصلاواسشون مهم نیست وخوشحالن ولی بعدش تازه میفهمن چه کسی ازدست دادن ودوباره برمیگردن به طرف ولی خب یاطرف سردشده پسش میزنه یابه نبودش عادت کرده قبولش هم کنه دیگه رابطه مثل اول نمیشه آبکی میشه وبعدازمدتی دختره میبینه نباشه هم میتونه ادامه بده ویه بدی از طرف ببینه قیدش میزنه اطراف زیاددیدم الانم غمگینی سعی کن ذکربگی درست میشه باورکن

امیدوارم توی زندگیهاتون هیچ وقت مشکلی نداشته باشید، همه چیز خوب و درست و سرجاش باشه، اما اگر خدای نکرده یه وقت گره کوری خورد به زندگیتون، خدا رو قسم بدید به ناامیدی حضرت عباس.. لحظه ای که کنار نهر علقمه.. یه چشمش به مَشکی بود که دیگه آبی نداشت و چشم دیگه اش به خیمه ها بود که دیگه روی رفتن به سمت بچه ها رو نداشت.. خدایا به حقِ دست گیرِ بی دست هیچ کس رو ناامید نکن..
من پسرم ابجی

ای وای ببخشیدگفتم شایددختری یه پسرولت کرده ای داد اوضاع خیلی فرق کرددختری که رفته روبسپاربه خدادیگه برنمیگرده برهم بگرده نهایت دلش تنگ شده بعدازیکی دو روزدوباره میره چندسالتونه نگوکه هیجده نوزده سالته

امیدوارم توی زندگیهاتون هیچ وقت مشکلی نداشته باشید، همه چیز خوب و درست و سرجاش باشه، اما اگر خدای نکرده یه وقت گره کوری خورد به زندگیتون، خدا رو قسم بدید به ناامیدی حضرت عباس.. لحظه ای که کنار نهر علقمه.. یه چشمش به مَشکی بود که دیگه آبی نداشت و چشم دیگه اش به خیمه ها بود که دیگه روی رفتن به سمت بچه ها رو نداشت.. خدایا به حقِ دست گیرِ بی دست هیچ کس رو ناامید نکن..
اخه من بدون زهرا نمیتونم😭😭😭

اگرسنت کم هست درست میشه فراموش میکنی بهتره بری باشگاه خودت سرگرم کن کلاس های رزمی بروانشاالله زودترحالتون میزون بشه 

امیدوارم توی زندگیهاتون هیچ وقت مشکلی نداشته باشید، همه چیز خوب و درست و سرجاش باشه، اما اگر خدای نکرده یه وقت گره کوری خورد به زندگیتون، خدا رو قسم بدید به ناامیدی حضرت عباس.. لحظه ای که کنار نهر علقمه.. یه چشمش به مَشکی بود که دیگه آبی نداشت و چشم دیگه اش به خیمه ها بود که دیگه روی رفتن به سمت بچه ها رو نداشت.. خدایا به حقِ دست گیرِ بی دست هیچ کس رو ناامید نکن..
هست من میدونم من حالم کنار اون خوبه😭😭

چی بگم آخه عزیزم......خداان شاالله کمکت کنه 

مطمئن باش که مهرت نرودازدل من                                 مگرآن روز که درخاک شود منزل من
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز