هیچی داشتم چشمامو پر میکردم ک گریه کنم من دانشجوی خرخونی بودم
استادمون اومد گفت ا دیدم دیر اومدی نمیتونستم حرف بزنم اصلا فهمید گفت امتحان نمیدادیم بیست بودی ولی اون برگه رو صحیح کرده بود ۲۰ شده بودم!
اون روز روزی بود ک قرار بود رژه برن تا مترو مجبور شدم پیاده برم ۲ ساعت پیاده راه رفتم ک برسم ب مترو