پیش خواهرم بودم ازم بزرگتره خیلی زور بهم داشت پیش خواهرم اینطور گفت یه خانم مسنی آشنا بود اومد نه گذاشت و نه برداشت بهم گفت تو چاقی ولی خواهرت نه دخترشم باهاش بود گفتم من خودم دوس دارم چاق باشم به خاطر مردم که زندگی نمیکنم خواهرم میگفت زشت بوده چرا گفتی گفتم خوب کردم میخواست حرف دهنش و بفهمه