اونموقع نامزد بودم هیچکاری نکرده بودم کلی پشتم حرف زده بود با دختراش پشت مامانم حرف زده بود
بعدش حال خودشو دختراشون گرفتم شدید دیگه خودشونو جمع کردن
شوهرم پشت من درآومد دم همشونو قیچی کرد از منم کلی تعریف کرد
برای خرید عروسیم عین اوسکولا دنبال ما افتاد هرچی من میخریدم اینم برای خودش میخرید با پول خودشا ولی مثلا بخواد بگه من خیلی پولدارم برای خودم میخرم