مامان من پشت عقد برای داماد سکه برد و ده کیلو میوه و یه سینی شیرینی و...، بعد همون سکه رو یه تک پوش گرفت مادرشوهرم و آوردن خونه ما برای یلدا. لباس و ... هم هیچی نخریدن... سه چهار کیلو میوه و یک کیلو آجیل و برنجکم آوردن که البته یه جوری تزیین کرده بودن انگار صد کیلو بود!!! شوهرم آخر شب گفت ببرم برای مادربزرگم و خواهر برادرم نخوردن!!!! خلاصه همرو برگردونو خونشون... ایتقدر خسیسن
حالا من اینقدر ساده بودم هعی میگفتم ایتا ندارن و بدبختن.... مادرشوهرم دقیقا عین همین تک پوش رو برا خودش خریده بود.