سلام
بچه ها دیروز زنگ زدم برای یا کاری شبیه خوش آمد گویی و سفارش گرفتن واسه یه مجموعه بزرگ
بعد دو سه بار پشت تلفن گفت از صداتون اون انرژی که میخوام نمیگیرم ولی
بعد دوباره در مورد کار یکم توضیح داد
و ازم در مورد سوابق سوال کرد و
قرار شد امروز زنگ بزنم بپرسم چه ساعتی برم صحبت کنم حضوری
بنظرتون این درسته یک شخص ندیده و نشناخته از پشت تلفت خودش انقدر انرژی منفی بفرسته بدون اینکه بدونه علت مدل صدای فرد چیه؟
من پریدم و روزهای اولمه و نشسته بودم و ناهرم نخورده بودم از پشت تلفن جدی صحبت کردم نه با لبخند خب آدم همون بار اول اونم هنوز کارفرما و ندیده که نمیتونه بگه و لبخند بزنه و بخنده
من اول باید برم ببینم کارفرما جنبه ی اینو داره پرانرژی باهاش صحبت کنم یا نه
وگرنه معلومه که طرز صحبت کارفرما با مشتری یکسان نیست
من مگه احمقم که مشتری میاد سفارش بده به لبخند ملیح جواب ندم
منم تو پشت قبلیم گفتم کمالگرا هستم
و از مقایسه شدن متنفرم چون تازه فهمیدم این قياس ها باعث شده من از همچنین کوچکترین مسائلی بهم بربخوره
یک شخصی رو هم میشناخت که منم میشناختم و آشنایی که دادم کلی از اون تعریف کرد
من متنفرم از اینکه کارفرمای من اونم گفتی هنوز منو ندیده یکی دیگه رو بزنه تو سرم
سوالم اینه آیا همه تون این تجربه رو داشتید
یعنی منظورم اینه همه ی کارفرماها با تمام پرسنل شون این رفتارا و دارن؟؟؟؟ یعنی همه ی کارفرماها شماهارو قیاس میکنن؟؟؟ و باعث میشن شما یا عصبی بشید يا حس حسادت بهتون دست بده یا احساس کنید انسان بی کفایتی در مجموعه هستید که مدیرانتون به زور دارن شمارو تحمل میکنن و عذاب وجدان میگیرید از اینکه حق شما نیست که سر اون کار باشید
احساس میکنید مدیرتون به شما صدقه داده که شما هنوز سرکارید؟؟؟
اگر اینطوره چطور با این احساسات مقابله میکنید
من واقعا تحمل اینکه یک نفر همش ابراز نارضایتی کنه ازم رو ندارم مخصوصا اگر زحمت زیادی کشیده باشم در مورد اون شغل
شما چطور تحمل میکنید که باعث نشه که دوباره بیکار بشید و روز از نو
چون اینجور مسائل باعث میشه من ساکن بمونم و بخاطر اینکه سوابق به سه سال نمیرسه در یک جا باعث میشه کن سمت عوض نکنم و قبل از سابقه ی سه سال خارج بشم بیشترین سابقه ام تو کار در یک جا نهاااایت بترکونه یک سال الي دو ساله