جان مادر بعد از ۴ سال انتظار آمدی 😍خداوندا به کدامین ثواب مرا لایق زیباترین احساس،بزرگترین نعمت و با شکوه ترین لحظات دانستنی.... خداوندا بگذار در این احساس زیبا بمانم ،بگذار شاهد تولد دوباره خویش باشم ....بگذار آرام باشم ...ب کدامین ثواب مرا اینگونه عاشق کردی ...فاش میگویم این حس را تاکنون لمس نکرده بودم ...اینگونه عاشقی کردن را خودت ب من آموختی...احساس خودت ب تمام بنده هایت ...آری حس مادری ام را میگویم
ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد» ...ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم ، و آن مرد ؛ هر که می خواهد باشد . مهم این است که داس دارد .
اره من آخرین طوطیم سه ماه پیش داشت با توپ بازی میکرد و حرف میزد سالم سالم مهمان اومد خونمون شب مرد کاسکو هم بود که جون سخت هستن سالم ها سر حال الکی الکی پرپر شد رفتم پرنده فروش گفت کلا پرنده چشم میخوره کسی که چشمش شور باشه یا بخواد اتفاقی بیوفته به پرنده میخوره بلاش
اسنا جونیییییییییییی قبل هستم کاربری دوم هستم از ۹۸ عضو اینجام ✋✋✋✋✋✋
اره من آخرین طوطیم سه ماه پیش داشت با توپ بازی میکرد و حرف میزد سالم سالم مهمان اومد خونمون شب مرد ک ...
وای ننه، خیلی غمگین شدم، من خیلی وابسته عروس هلندیم هستم، یه روزم نمیتونم ازش دور باشم، تا میبینمش میاد پیشم و اینقدر میبوسمش و نازش میکنم، خوب شد بهم گفتی عزیزم، خدا خیرت بده
بَعضی اَز نَشدنهای زندگیــت رو بزار بِحساب اینکه اگر میشدن خیلی بَد میشد،پس به خُــــدا اِعتماد کُن