2777
2789
عنوان

خانوما شما جایه من بودین تو این شرایط چیکار میکردین

| مشاهده متن کامل بحث + 4688 بازدید | 371 پست
حالا ن درین حد سختگیری اما بازم اینجوری خوبه  ما رسممون اینه کلا اول  عقد میکنن و بعد تو ...

خب من الان با این سخت گیری ها چیکار کنم🥺

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
قصد جدی ینی چی . مگه دوستیم ک تازه بخواد بیاد خواستگاری ببینم  جدیه یا ن حلقه م آوردن نشون

نمی دونم 

خب پس چرا عقدت نمیکنه 

چرا می پیچونه

روزمرگی های یک پرستار .... من دوست دارم با شما دردو دل کنم 🙂🌈....بنویسید امیدوارترین بودیم آن زمان که تن هایمان آغشته درد و زخم بود ....عکس پروفایلم خودم نیستم ⭐آقایون محترم سایت درخواست ندید و توی تاپیکام شرکت نکنید...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من اگ بابام قبول نکنه کلا همه  چی تموم میشه 🥲

حالا حتما باید برید بیرون؟؟؟ 

مثلا نامزدت اجازه نداره بیاد خونتون حالا یه نیم ساعتی بشینه صحبت کنید.... 

ببین الان با دوتا طرز فکر متفاوت روبرو هستی از این طرف بابات زیادی سختگیری میکنه از اون طرف هم نامزدت زیادی توقع داره... بنظر من بیشتر به حرف بابات گوش بده از الان بخوای کوتاه نیای و هرچی شوهرت میخواد همون بشه... در آینده همینطور پر توقع میشه و هر چی اون بگه تو باید بگی چشم.... 

خب من الان با این سخت گیری ها چیکار کنم🥺

ی بزرگتر عاقل باید باهاش صحبت کنه ک قاتع شه

اخه نامزدتم گفته عقد نکنیم بیشتر ب شک میندازه ادمو 

بنظرم با همراه با هم برین بیرون اوکیه اما هر چیزی از پسرا سر میزنه انقد سریع اعتماد نکن اگه طرفو نمیشناختی قبلا 

خوندم  راستش آدم نمیدونه چی بگه  هم پدرتون داره زیادی سخت میگیره هم نامزدتون ،تا بیرون ر ...

نه مامانم م نمیتونه راصیش کنه 

گفتم نهایت رضایتش اینه .

ببین من با نامزدمم حرف زدم در مورد سه نفری رفتن گفت نه

اما میدونی چیه 

بابام و مامانم مثلا میگن که با کسی بریم از خونه بعد تنها باشیم مشکلی نیست بعدشم باهم برگردیم 

ولی نامزدم اینو بهش نگفتم که بابام اینطوری گفتن 

اینو تازه گفتن 

دیروز پریروز 

اما من نمیخوام بهش بگم یعنی نمیتونم باید صبر کنم هر وقت پیام داد بهش بگم 

چون من همش پیام میدادم بهش و ...

الان واقعا دیگه خیلی بده بهش پیام بدم 

چون یکشنبه بهش پیام دادم اونارو بهم گفت 

گفت بذار کارامو بکنم کلی کار دارم از صبح تا شب پیام میدی یه بند بحث میکنی با پیام چیو میخوای درست کنی 

بعد دیشب ساعت ۹ بهش پیام دادم سین زد جواب نداد 

به خاطر همین باید صبر کنم هر وقت پیام داد 

که به همین زودی ها هم پیام نمیده باید یه ماه بلاتکلیف بمونه تا شاید پیام داد وگرنه من ۵ روز صبر کردم 

البته حرفایی که بهم زد میدونم بد باهام زد ولی اون بحث هایی که گفتم داریم و نمیشه عقد کنیم همه ی اونارو من درست کردم و مقصر بودم اونم انگار ناراحته 

بعد به خاطر اینا نمیتونم پیام بدم حالا حالا ها 

خواهرمم با خواهرش حرف زد گفت که با کسی برن خواهرش گفت قبول نمیکنه اون دوستاشو میبینه با نامزدشون بیرون میرن قبول نمیکنه 

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
نمی دونم  خب پس چرا عقدت نمیکنه  چرا می پیچونه

به خاطر همون بحث هامون 

میخواد دوران نامزدی بیرون بریم بقیه رو میبینه میرن میگه باید ماهم بریم 

بعد همه ی اون بحث هام مقصر اصلی بودم 

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
حالا حتما باید برید بیرون؟؟؟  مثلا نامزدت اجازه نداره بیاد خونتون حالا یه نیم ساعتی بشینه صحبت ...

مبتونه بیاد اما قبول نداره این حرفارو 

باز میگه تو درک نداری سرمو درد آوردی نمیشه و فلان 

این حرفو قبول نمیکنه اگرم بخوام بهش بگم نمیشه حالا توضیح برات چرا نمیتونم

ببین من با نامزدمم حرف زدم در مورد سه نفری رفتن گفت نه

اما میدونی چیه 

بابام و مامانم مثلا میگن که با کسی بریم از خونه بعد تنها باشیم مشکلی نیست بعدشم باهم برگردیم 

ولی نامزدم اینو بهش نگفتم که بابام اینطوری گفتن 

اینو تازه گفتن 

دیروز پریروز 

اما من نمیخوام بهش بگم یعنی نمیتونم باید صبر کنم هر وقت پیام داد بهش بگم 

چون من همش پیام میدادم بهش و ...

الان واقعا دیگه خیلی بده بهش پیام بدم 

چون یکشنبه بهش پیام دادم اونارو بهم گفت 

گفت بذار کارامو بکنم کلی کار دارم از صبح تا شب پیام میدی یه بند بحث میکنی با پیام چیو میخوای درست کنی 

بعد دیشب ساعت ۹ بهش پیام دادم سین زد جواب نداد 

به خاطر همین باید صبر کنم هر وقت پیام داد 

که به همین زودی ها هم پیام نمیده باید یه ماه بلاتکلیف بمونه تا شاید پیام داد وگرنه من ۵ روز صبر کردم 

البته حرفایی که بهم زد میدونم بد باهام زد ولی اون بحث هایی که گفتم داریم و نمیشه عقد کنیم همه ی اونارو من درست کردم و مقصر بودم اونم انگار ناراحته 

بعد به خاطر اینا نمیتونم پیام بدم حالا حالا ها 

خواهرمم با خواهرش حرف زد گفت که با کسی برن خواهرش گفت قبول نمیکنه اون دوستاشو میبینه با نامزدشون بیرون میرن قبول نمیکنه 


ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
ی بزرگتر عاقل باید باهاش صحبت کنه ک قاتع شه اخه نامزدتم گفته عقد نکنیم بیشتر ب شک میندازه ادمو  ...

فامیل هم هستیم 

وای نمیشه اصلا به کسی بگیم با بابام حرف بزنه یهو میبینی بابام باهاش دعوا کرد و ...

ببین من با نامزدمم حرف زدم در مورد سه نفری رفتن گفت نه

اما میدونی چیه 

بابام و مامانم مثلا میگن که با کسی بریم از خونه بعد تنها باشیم مشکلی نیست بعدشم باهم برگردیم 

ولی نامزدم اینو بهش نگفتم که بابام اینطوری گفتن 

اینو تازه گفتن 

دیروز پریروز 

اما من نمیخوام بهش بگم یعنی نمیتونم باید صبر کنم هر وقت پیام داد بهش بگم 

چون من همش پیام میدادم بهش و ...

الان واقعا دیگه خیلی بده بهش پیام بدم 

چون یکشنبه بهش پیام دادم اونارو بهم گفت 

گفت بذار کارامو بکنم کلی کار دارم از صبح تا شب پیام میدی یه بند بحث میکنی با پیام چیو میخوای درست کنی 

بعد دیشب ساعت ۹ بهش پیام دادم سین زد جواب نداد 

به خاطر همین باید صبر کنم هر وقت پیام داد 

که به همین زودی ها هم پیام نمیده باید یه ماه بلاتکلیف بمونه تا شاید پیام داد وگرنه من ۵ روز صبر کردم 

البته حرفایی که بهم زد میدونم بد باهام زد ولی اون بحث هایی که گفتم داریم و نمیشه عقد کنیم همه ی اونارو من درست کردم و مقصر بودم اونم انگار ناراحته 

بعد به خاطر اینا نمیتونم پیام بدم حالا حالا ها 

خواهرمم با خواهرش حرف زد گفت که با کسی برن خواهرش گفت قبول نمیکنه اون دوستاشو میبینه با نامزدشون بیرون میرن قبول نمیکنه 

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
فامیل هم هستیم  وای نمیشه اصلا به کسی بگیم با بابام حرف بزنه یهو میبینی بابام باهاش دعوا کرد و ...

قایمکی وقتی بابات خونه نیست  برو

نمیدونم واقعا با ی پدر کله شق باید گ

چیکار کرد البته پدره دیگه مثلا میگه میخواد بگه حواسم ب دخترم هست 

ما این کارارو موقع دوستی با پسره ک کسی نفهمه میکنیم 😂

مبتونه بیاد اما قبول نداره این حرفارو  باز میگه تو درک نداری سرمو درد آوردی نمیشه و فلان  ...

نه اصلا هی بهش پیام نده... بزار اون بیاد طرفت... اول شناخت کامل پیدا کن بعد عقد کن... اصلا نباید جوری باشه که از الان باهات اینجوری حرف بزنه... حتی یکمی خجالتی بودن رو فراموش نکن...  و اینکه از چارچوبی که خونوادت برات میزارن خارج نشو 

قایمکی وقتی بابات خونه نیست  برو نمیدونم واقعا با ی پدر کله شق باید گ چیکار کرد البته پدره دی ...

اخه مطمئنم نامزدم قبول نمیکنه قایمکی 

چون بهشم گفتم گفت ت

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
نه اصلا هی بهش پیام نده... بزار اون بیاد طرفت... اول شناخت کامل پیدا کن بعد عقد کن... اصلا نباید جور ...

هعی  صبر میکنم شاید از بلاتکلیفی پیام داد

اصللا نباید پیام بدم چون میره میگه اومده منتت کشی البته سابقه نداشته 

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
نه مامانم م نمیتونه راصیش کنه  گفتم نهایت رضایتش اینه . ببین من با نامزدمم حرف زدم در مورد سه ...

یه چیزی بگم 

من از همه شرایط شما اگه نیستم ودقیقا نمیتونم بگم چیکار کن ونکن 

ولی درکل پدر یکیه و پیدا نمیشه  

اگر نامزدت باهات برخورد خوبی نداره ،بیشتر از این بهش اصرار نکن و پیگیرش نشو 

یه چیزی بگم  من از همه شرایط شما اگه نیستم ودقیقا نمیتونم بگم چیکار کن ونکن  ولی درکل پد ...

دقیقااا بهش بگه همینه برا منم سخته اما  اگه میخوای خودت با بابام صحبت کن و زیاد پیگیر نشه 

پسره خودش دلش تنگ شه ب قایمکی دیدن یا با همراه بیرون رفتنم راضی میشه

یه چیزی بگم  من از همه شرایط شما اگه نیستم ودقیقا نمیتونم بگم چیکار کن ونکن  ولی درکل پد ...

آره منم همین کارو میخوام بکنم 

تاپیک های قبلم کامل تر توضیح دادم

ولی بخونینم باز همینو میگین 

ستاره ها تو تاریکی میدرخشن🪐
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز