مبتونه بیاد اما قبول نداره این حرفارو
باز میگه تو درک نداری سرمو درد آوردی نمیشه و فلان
این حرفو قبول نمیکنه اگرم بخوام بهش بگم نمیشه حالا توضیح برات چرا نمیتونم
ببین من با نامزدمم حرف زدم در مورد سه نفری رفتن گفت نه
اما میدونی چیه
بابام و مامانم مثلا میگن که با کسی بریم از خونه بعد تنها باشیم مشکلی نیست بعدشم باهم برگردیم
ولی نامزدم اینو بهش نگفتم که بابام اینطوری گفتن
اینو تازه گفتن
دیروز پریروز
اما من نمیخوام بهش بگم یعنی نمیتونم باید صبر کنم هر وقت پیام داد بهش بگم
چون من همش پیام میدادم بهش و ...
الان واقعا دیگه خیلی بده بهش پیام بدم
چون یکشنبه بهش پیام دادم اونارو بهم گفت
گفت بذار کارامو بکنم کلی کار دارم از صبح تا شب پیام میدی یه بند بحث میکنی با پیام چیو میخوای درست کنی
بعد دیشب ساعت ۹ بهش پیام دادم سین زد جواب نداد
به خاطر همین باید صبر کنم هر وقت پیام داد
که به همین زودی ها هم پیام نمیده باید یه ماه بلاتکلیف بمونه تا شاید پیام داد وگرنه من ۵ روز صبر کردم
البته حرفایی که بهم زد میدونم بد باهام زد ولی اون بحث هایی که گفتم داریم و نمیشه عقد کنیم همه ی اونارو من درست کردم و مقصر بودم اونم انگار ناراحته
بعد به خاطر اینا نمیتونم پیام بدم حالا حالا ها
خواهرمم با خواهرش حرف زد گفت که با کسی برن خواهرش گفت قبول نمیکنه اون دوستاشو میبینه با نامزدشون بیرون میرن قبول نمیکنه