یبار من خواستگار داشتم مامانم روشن فکره مرده ۳۰ سال بود منم اون زمان ۱۷ (الان ۱۸)
رفتیم کافه بهم گفت چی میخوری (منم هر چی میخورم چاق نمیشم)
گفتم یک پیتزا و قهوه و یدونه هم معجون شکلاتی و ذرت مکزیکی (میدونم پررو هستم )
نشستم خوردم ..
اون میگفت من میخوردم
گفت خب ..
گفتم ها؟
گفت نظرت چیه ؟ گفتم مخالفم .
بعد هی خوردم هی خوردم
آخرشم تموم شد گفتن آقا تو ۳۰ سالته من۱۷ !
لطفا برامم یه اسنپ بگیر پول نیاوردم که شاید ماشین داری😂