و کلا باهم دوستیم و اینچیزا مهم نیست اصلا
تا من ازدواج کردم دعوتش کردم خونمون
شوهرم اسنپ کار میکنه تو تاپیکامم هست وضعمون افتضاحه اصلا خوب نیست
ولی اون موقع تازه سود سهام عدالت رو واریز میکردن من باهاش رفتم وسایل و میوه و پذیرایی خوراکی کردم ک بهترین دوستم داره میاد خلاصه نمیخوام خیلی بگم و بشه منت!!!
بعد اون بار یبار دیگه رفتم خونشون ب دعوت خودش
ک جاریشم بود ک دوستیم باهم ا
قرمه سبزی پخته بود
ی بشقاب گراشت برای حاریش برای من و خودش ریخت توی کاسه ماست خوری ک منم خودش باز مشترک بخوریم باز سالاد کشید برای من کشید برای جاریشم کشید برای خودش نبود
من گفتم گناه داره یکم از سالادمو خوردم گفتم زشته ب خودش نرسبد
بعد از منو برداشت خورد
بعدش رقتم سفره رو جمع کنم وسایلو بزارم سر حاش تو یخچال پر کاهو و گوجه اینا بود
خیلی ناراحت شدم خب ادم معذب میشه
کسی واسه شکمش جایی نمیره ولی اینجوری رسما توهینه ! اگه وضغشون خوب نبود ادم میکفت حق داره و کلا جور دیگه فکر میکرد ولی رسما انگار زورش میگیره ! چ اصراریع خب ک بگه برم اونجا !