اتفاقا زمانی که گفتی ۱۸ سالته یاد این سن خودم افتادم..
یادمه از طرفی فشار شدید کنکور و انتظارات بیش از حد مادرم از طرفی جدا شدن از دوستام و ورودم به دبیرستان جدیدو تنهایی و یک سری موارد دیگه..
خیلی غمگین و گوشه گیر بودم و از قصد این حال بد رو نشون میدادم ناخودآگاه ک شاید بقیه برام دلسوزی کنن و کمکم کنن ..
ولی همون حرفم که شما فقط خودت و خودتی که حالت برات الویت باید باشه
عزیزم سنت کمه یروز تمام این محدودیتهات تموم میشه.. یروز شاید این روزاتم و این دلایل غصه هاتم یادت نیاد
ولی الان به خودت برس اگر محصلی رو درست اگر کار یا هدفی داری روی اون روی سلامتیت روی روحیت تمرکز کن
شاد باش میدونم سخته خیلیم سخته ولی ۱۸ سالگیت نباید با غصه بگذره
پدرومادرا هم نیتشون بد نیست ولی خب درک نمیکنن نگرانیای خاص خودشونو دارن ...