سلام .... من دوتا بچه کوچیک دارم، پسرم ۳/۵ و دخترم یه سالشه، صبح ک پا میشم برا خودم یه لیستی از کارایی ک باید بکنم می نویسم ولی تا شب می بینم که نصف بیشترش مونده، نه اینکه فکر کنید کارای خیلی سنگین و وقت گیر تو لیستم هست، یا اینکه وقتم با گوشی بازی میره.... شاید در روز یه ساعت جمعا گوشی دستم بگیرم موندم منی که خواب شبانه روز و استراحتم نهایت هشت ساعت میشه چرا پس اینجوریه..... زودی شب میشه و من حساب ک میکنم میبینم هیچ کاری هم نکردم
خواهش میکنم برای سلامتی و شفای بچه هام یه صلوات بفرستید.... انشالله با نفس های حق شما خدا دل منو هم شاد کنه
سخت نگیر زن دایی منم همینطوره البته اون یک دختر هست سالشه و ۲ ساله داره
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
ینی شما میگی به خاطر بچه های کوچیکه.... اخه واقعا اعصابم خورد شده از این وضع
صد درصد بخاطر بچه هاست تازه ماشاالله میگی خیلی کوچیکن ۱ و ۳ ساله واقعا کوچیکه
مثلا یک تایم رو زن داییم برای املا گرفتن واسه دخترش میذاره یک تایم برای خوابوندن دختر ۲ ساله
ولی خودت تو کاری متوجه نمیشی
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
یه عالمه برنامه دارم، دلم میخواد باشگاه برم، کتاب بخونم و.... ولی حتی تو امورات معمولی منزل هم موندم
بنظر من باید یکم صبور باشی بچه ها. بزرگ بشن یا اینکه پیش کسی بذاری تا بتونی بری باشگاه یا وقت برای خودت داشته باشی... با وجود خیلی از اختلافات زن دایی من بچه کوچیک و میذاره خونه مادربزرگم ... تازه زن دایی شاغل هستند خودش که میگه نمیرسم به کارام
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
ولی راستش به نظرم خودم مثل خنگا دور خودم میچرخم و از بی عرضگیم هست که از پس کارام بر نمیام😞
نه اشتباه میکنی اینجوری نگو آخه
تو یک مادری باید خودتو قوی کنی ... یکم رو برنامه های که تو روز میذاری دقت کن
بازم وقت گیر میاد برات یا برنامه هاتو کمتر کنی
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
منم شاغل بودم اونم پرستار رسمی.... ولی بعد از بچه دومم انصراف دادم
اخ یعنی کمک نداشتی ؟
من داییم به زن داییم میگفت نباید بری سرکار بچم گریه میکنه بچه دوم شیرخشک نمیخورد ولی مادربزگم گفت شده بچه رو با چایی نبات سیر کنم سیر میکنم تو برو خیلی زحمت کشیدی اونم رفت ... تازه شرکتی بود نه رسمی
کمک نداشته باشی خیلی سخته
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔