2789

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

من اصولا تقلب نمیکنم.. هرچند ی وقتایی کم میگیرم 😑😂

ولی دوستام کاغذ می‌نويسن تو جا مدادیشون یا رو دست هاشون یا اون دفه کاغذ نوشته بودن لا مانتوشون چسبونده بودن همینارو دیدم فعلا 

اوضاع اکنون حاصل خوردن یک سیب نیست! حاصل غارت یک باغه!! 
من اصولا تقلب نمیکنم.. هرچند ی وقتایی کم میگیرم 😑😂 ولی دوستام کاغذ می‌نويسن تو جا مدادیشون یا رو ...

نمیزارن جا مدادی یا زیر دستی ببریم فقط خودکار میزارن ببریم 

برای همون تقلب هم باید یه مقداری خونده باشی

دارم میخونم 6 درسه تا الان سه تاشو خوندم بقیشم میخونم چند جا مشکل دارم نمیدونم چطور برا اونا تقلب کنم 

والا من میذارم جیبم. دستمو یواش میکنم تو جیبم کاغذ و همراه با دستمال کاغذی میارم بیرون. و میذارم پشت ورقه امتحان

ورقه رو برمیدارم تقلب و نگا میکنم و مینویسم

دیدی آن شب چه شد؟😔 پدر دیگر بیدار نشد... در گوشه ی تاریک و حزن آلود خانه... دیدی پدرم چشم بست؟ بی خداحافظی، بی حرف، بی پند و ناگهانی؟ دیدی فرزندانش را؟ سیمای غمگین دخترش را؟دیدی غم چشم پسرانش را؟ دیدی نفس در سینه حبس بود؟ چشمان در تمنای اشک بود؟ دیدی غم آسمان را؟ قطرات اشک بالا را؟ دیدی سکوت پرندگان را؟ ناله ی دلگیر باد را؟ دیدی که دیگر حرفی برای گفتن نبود؟ فقط اشک بود و اشک بود؟ دیدی که روز به سیاهی شب بود؟ آفتاب به سردی یخ بود؟ دیدی که دیوار ها را تاب ایستادن نبود؟ شمع را جان سوختن نبود؟ زیرا که دیگر عشق نبود🖤گرما نبود😭پدر نبود... 😔😔

یا هم تو دستت بنویس

دیدی آن شب چه شد؟😔 پدر دیگر بیدار نشد... در گوشه ی تاریک و حزن آلود خانه... دیدی پدرم چشم بست؟ بی خداحافظی، بی حرف، بی پند و ناگهانی؟ دیدی فرزندانش را؟ سیمای غمگین دخترش را؟دیدی غم چشم پسرانش را؟ دیدی نفس در سینه حبس بود؟ چشمان در تمنای اشک بود؟ دیدی غم آسمان را؟ قطرات اشک بالا را؟ دیدی سکوت پرندگان را؟ ناله ی دلگیر باد را؟ دیدی که دیگر حرفی برای گفتن نبود؟ فقط اشک بود و اشک بود؟ دیدی که روز به سیاهی شب بود؟ آفتاب به سردی یخ بود؟ دیدی که دیوار ها را تاب ایستادن نبود؟ شمع را جان سوختن نبود؟ زیرا که دیگر عشق نبود🖤گرما نبود😭پدر نبود... 😔😔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز