2777
2789
عنوان

تب داغ هوس😱

1350 بازدید | 16 پست

دلم به شدت شور ميزد تو وجودم غوغايي به پا بود آخه تا حالا از اين کارا نکرده بودم داشتم خط قرمز هايي که در فرا خودم بودو زير پا ميذاشتم حس هاي متفاوت با وجدانم در افتاده بودن يکي در وجودم ميگفت:«چرا اومدي احمق اگر يه آشنا ببينتت چي؟برگرد تا دير نشده» اگر مامان و بابا بفهمند؟...واي اونا هيچي نعيمو بگو مامور عذاب واي اون قيافه اي که در تصور فانتيزيم شبيه يکي از هيولا هاي موذي کارتون هيولاها بود اومد تو ذهنم اگر بفهمه خون به پا ميکنه کلا براي نعيم هميشه همه کاراي من عيب بود ولي وقتي همون کارا رو خودش انجام ميداد خير بود اه بره گمشه اصلادوست داشتم بيام –آينده ات چي؟

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

اگر اين پسره اوني نباشه که خودشو معرفي کرده و آينده اتو خراب کنه چي؟وااااااااييي مصيبت ها _باز شروع شد آيه يأس خوندن تو تمومي نداره ...بلند شو نفس تا دير نشده برو هنوز نيومده آينده اتو با اين دوستي هاي نا پايدار خراب نکن ،ميتوني خط موبايلتو عوض کني اون که جز يه شماره ازت چيزي نداره خطتو که عوض کني ديگه نميتونه پيدات کنه قضيه فيصله پيدا ميکنه تمام؛ هنوز همو نديديد هنوز فيس تو فيس نشديد بلند شو نفس...اه وجدان لعنتي ميخوام بشينم –بهت ميگم پاشو»تا بلند شدم يکي تو سرم گفت «خب اگر هموني باشه که خودشو معرفي کرده چي؟

؟چرا لگد به بختت ميزني اصلا شايد زدو عاشقت شدبه يه ازدواج تموم عيار تبديل شدم هوووم چرا که نه؟ تو چي کم از بقيه داري زمانه تغيير کرده ديگه نبايد تو خونه نشست منتظر خواستگار موند اين تفکرات واسه قبل از ميلاد مسيح(ع)بوده نفسسسسس طرف اين طور که گفته بود خيلي پول داره خيلي آدم حسابيه خره بشين تا بياد» سريع نشستم- اگر دروغ باشه چي اگر يه آدم عوضي باشه سرتو شيره بماله تو ساده اي و زود باور تا حالا کسي تو زندگيت نبوده مسلماً زود وابسته ميشي بعد اگر خاک بر سرت کنه چي پاشوپاشو برو تا نيومده»بلند شدم- بشين شعبون بي مخ شايد مال باشه آخ که نمونه اسکل در انسان هستي تو اين سن هنوزم از نعيم و حرف مردم ميترسي از خداته که ببينيش ولي به خاطر حرف مردم که يه وقت نبيننت و بگن بيا اينم راه افتاد

من دوتا رمان خوندم تب داغ گناه و تب داغ هوس،یادم نمیاد ترتیبش کدوم بود ولی دو جلد پشت سر هم بود.خوب بود.نمی دونم همینه که داری میذاری یا نه؟

کاش بعضی خوابها واقعی بود.        بعضی از واقعیت ها خواب
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز